تبلیغات
زنان در صنعت ساخت
زنان,صنعت ساختمان,نقش زنان در صنعت ساخت
اشتغال و سرمایه گذاری
شنبه 8 مهر 1396 ساعت 19:14 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )
اﯾﻦ ﮔﺰاره ﮐﻪ ﺑﺮاى اﯾﺠﺎد اﺷــﺘﻐﺎل ﺑﺎﯾﺪ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔــﺬارى ﮐﺮد"، ﻫﯿﭽﮕﺎه ﺑﺎ ﻓﻠﺴــﻔﻪ ﮐﺎرى ﻣﻦ ﺟﻮر در ﻧﻤﻰ آﻣﺪ، و ﻫﻨﻮز ﻫﻢ ﺑﺎ اﯾﻦ ادﻋﺎﻫﺎ ﻣﺸــﮑﻞ دارم. اﻣﯿﺪوارم از زاوﯾﻪ اى دﯾﮕﺮ، ﺗﻮﺟﻪ ﺧﻮاﻧﻨﺪﮔﺎن را ﺑﻪ راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى و اﺷﺘﻐﺎل ﺟﻠﺐ ﮐﻨﻢ. اﺑﺘﺪا ﻣﺎﯾﻠﻢ ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى ﺑﭙﺮدازم. ﭼﻨﺪ وﻗﺘﻰ اﺳــﺖ ﮐﻪ ﻣﺆﺳﺴــﻪ ﻫــﺎى اﻋﺘﺒﺎرى دﭼﺎر ﻣﺸــﮑﻼت ﻣﺎﻟﻰ ﺷــﺪه اﻧﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮر ﺧﻼﺻﻪ دﺳــﺘﻪ اى از اﯾﻦ ﻣﺆﺳﺴــﺎت اﻣﮑﺎن ﭘﺮداﺧﺖ اﺻﻞ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﺸــﺘﺮﯾﺎن ﺧﻮد را ﻧﺪارﻧﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻋﻠﺖ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران ﺑﻪ ﻣﺴــﺌﻮﻻن ﮐﻼن ﻣﺎﻟﻰ ﮐﺸــﻮر رﺟﻮع ﮐﺮده، درﺧﻮاﺳــﺖ ﺑﺎزﭘﺮداﺧﺖ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﺧﻮدﺷــﺎن را ﮐﺮده اﻧﺪ. زﻣﺎﻧﻰ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ درﯾﺎﻓﺖ ﻧﻈﺮ ﻣﻮاﻓﻖ ﻣﺴــﺌﻮﻻن ﻧﺸﺪه اﻧﺪ، اﻗﺪام ﺑﻪ ﺑﺮﮔﺰارى ﮔﺮدﻫﻤﺎﯾﻰ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺷــﻌﺐ ﻣﺆﺳﺴــﺎت ﻓﻮق ﮐﺮده اﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ زﺑﺎن زور آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺑﻌﻀﺎً ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻋﻤﺮﺷــﺎن اﻋﻼم ﻣﻰ ﮐﺮدﻧﺪ، اﯾﻨــﮏ ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ. ﻧﻈﺮات در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﯾﻦ ﻃﺮز رﻓﺘﺎر ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻮده اﺳــﺖ،  ﺑﺎ اﯾﻦ وﺻﻒ ﮐﻪ اﮐﺜﺮ ﺳــﺎﯾﺖ ﻫﺎ )ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰ آﯾﺪ( ﺟﺎﻧﺐ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران را ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﻌﻀﻰ اوﻗﺎت ﻫﻢ،  ﺑﻪ ﻧﺪرت اﻟﺒﺘﻪ، ﻣﻘﺎﻣﻰ ﯾﺎ ﻣﺴــﺌﻮﻟﻰ اﻋﻼم ﮐﺮده ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارﯾﻰ رﯾﺴﮏ ﺧﻮد را دارد. ﻣﻰ داﻧﯿﺪ رﯾﺴــﮏ ﭼﯿﺴﺖ؟ واﻗﻌﻪ اى ﮐﻪ ﺑﺎ اﺣﺘﻤﺎل ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اى ﺑﻪ وﻗﻮع ﻣﻰ ﭘﯿﻮﻧﺪد. ﻣﻰ داﻧﯿﺪ اﺣﺘﻤﺎل ﭼﯿﺴــﺖ؟ ﺷــﺎﺧﺺ اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﺷﺎﻧﺲ. ﭘﺲ ﺷــﺎﻧﺲ ﭼﯿﺴﺖ؟ آﻧﭽﻪ ﺗﻘﺪﯾﺮ اﺳــﺖ. ﻗﺒﻞ از اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻰ ﭘﺎﯾﻪ ﺗﺮ از آﻧﻰ ﺑﺸﻮد ﮐﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﮐﻨﺘﺮل ﺑﺎﺷﺪ، اﺳﺎس ادﻋﺎى ﺧﻮد را ﻣﻄﺮح ﻣﻰ ﮐﻨﻢ. آﯾﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬار ﻣﻰ داﻧﺴــﺘﻪ ﮐﻪ ﺿﻤﺎﻧﺘﻰ در ﺧﺼﻮص ﺳــﻮدآور ﺑﻮدن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارﯾﺶ وﺟﻮد ﻧﺪاﺷــﺘﻪ؟ ﺑﻪ رﻏﻢ اﯾﻨﮑﻪ ﭼﻨﯿﻦ داﻧﺸــﻰ ﻣﻰ داﺷﺘﻪ،  آﯾﺎ درﺧﻮاﺳﺖ اﻣﺮوز وى ﺑﺮاى ﻋﻮدت اﺻﻞ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اش ﻣﻮﺟﻪ اﺳﺖ؟ اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ادﻋﺎ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ، ﻧﻈﺮ ﺑﻨﺪه ﻣﺸﺨﺺ اﺳﺖ: ﻧﻪ. ﺑﺴــﯿﺎرﻧﺪ اﻓﺮادى ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺳﻮد ﺑﺮدن، ﺧﻮد را ﯾﮕﺎﻧﻪ ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻋﺎﻟﻢ ﻓﺮض ﻣــﻰ ﮐﻨﻨﺪ، اﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺤــﺾ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺿﺮر ﻣﻮاﺟﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮﻧﺪ، زﻣﯿﻦ و زﻣﺎن را ﻣﻘﺼﺮ ﻣﻰ ﭘﻨﺪارﻧﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻰ اﯾﻦ دﺳﺘﻪ از اﻓﺮاد ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺮﯾﮏ در ﺳﻮد ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑــﻪ ﻫﻨــﮕﺎم ﺿﺮر ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﻪ زﻣﺎن ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﮔﺮدد و ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﺧﻮد را ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺴــﯿﺎر ﻣﺮدرﻧﺪى ﻣﻰ آﯾﺪ، اﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﺳﺖ. آﻧﭽﻪ از ﯾﺎدآورى واﻗﻌﻪ ﻣﺆﺳﺴــﺎت اﻋﺘﺒﺎرى ﻣﻨﻈﻮر داﺷﺘﻢ اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻫﺮ ﻓﺮد ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى ﻣﻰ داﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺴــﺒﺖ ﺑﻪ آﻧﭽﻪ در آﯾﻨﺪه رخ ﻣﻰ دﻫﺪ، ﻫﯿﭻ اﺣﺪاﻟﻨﺎﺳــﻰ ﮐﻨﺘﺮل ﻧﺪارد، ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺧﯿﻠﻰ ﻫﺎ ادﻋﺎﯾﻰ ﻣﻐﺎﯾﺮ ﺑﺎ اﯾﻦ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻨﺪ. ﺑﺎ ﻋﻠﻢ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ، ﻣﯿﺰان ﺑﺮاى ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮى در ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى درﺳــﺖ ﯾﺎ ﻏﻠﻂ ﺑﻮدن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى اﺳﺖ، ﻧﻪ آﻧﭽﻪ از ﻧﺘﯿﺠﻪ آن اﻧﺘﻈﺎر ﻣﻰ رود. ﻟﻄﻔــﺎً اﯾــﻦ ﺑﺤﺚ را ﮐﻤﻰ ﻏﻮر ﮐﻨﯿﺪ. ﺗﺼﻤﯿــﻢ در ﺧﺼﻮص اﯾﻨﮑﻪ در ﭼﻪ زﻣﯿﻨﻪ اى ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى ﮐﻨﯿﻢ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﺑﺎﺷﺪ. ادﻋﺎ اﯾﻦ اﺳــﺖ ﮐﻪ ذات ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى، اﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ درﺳﺖ اﺳﺖ ﯾﺎ ﻏﻠﻂ، ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﯾﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﻗﺮار داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. در اﯾﻦ ﺻﻮرت ذات ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى، ﻣﺤﺮك ﻣﺎﺳﺖ ﻧﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر. اﮔﺮ ﻧﺘﯿﺠﻪ، ﻣﺤﺮك ﻋﻤﻞ و ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﺎ ﺑﺎﺷــﺪ ﭼﻪ ﺑﺴــﺎ ﮐﻪ ﺑﺴﺎن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران ﮐﺎﺳﭙﯿﻦ )ﭼﻪ اﺳﻢ زﯾﺒﺎﯾﻰ ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﺑﻪ زﯾﺒﺎﯾﻰ ﯾﺎد ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ( ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺿﺮر ﻫﻤﻪ را، ﺟﺰ ﺧﻮدﻣﺎن، ﻣﻘﺼﺮ ﻓﻼﮐﺖ ﺧﻮد ﺑﺪاﻧﯿﻢ. ﺑﺴــﯿﺎر ﺧُﺐ، ﭼﻪ ارﺗﺒﺎﻃﻰ اﺳﺖ ﺑﯿﻦ ﺑﺤﺚ ﺑﺎﻻ و اﺷﺘﻐﺎل؟ ﻣﻦ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﭘﯿﮕﯿﺮ ﻣﺒﺤﺚ اﺷــﺘﻐﺎﻟﻢ و اﯾﻨﮑﻪ آﯾﺎ ﻣﻰ ﺷﻮد ﺑﺎ ﺷــﻨﺎﺧﺖ دﻗﯿﻖ ﺗﺮ، ﯾﺎ ﺻﺎدﻗﺎﻧﻪ ﺗﺮ، از اﺷــﺘﻐﺎل ﺑﺘﻮاﻧﯿﻢ راه ﺣﻠﻰ، اﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﻗﺒﻮل ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ اﺷﺘﻐﺎل ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ اﺳﺖ، ﺑﺮاى ﺣﻞ ﻣﺸــﮑﻞ ﺑﺪﻫﯿﻢ. ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺸــﺨﺺ ﻣﻦ ﻫﻤﭽﻨــﺎن ﭘﯿﮕﯿﺮ آن آﻣﺎر دو ﻣﯿﻠﯿﻮن ﺑﯿﮑﺎر ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻞ داﻧﺸــﮕﺎﻫﻰ ﻫﺴــﺘﻢ. ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻦ ﺑﺮ داﻧﺸــﮕﺎﻫﯿﺎن اﺳﺖ، ﯾﻌﻨﻰ ﮐﺴﺎﻧﻰ ﮐﻪ از داﻧﺸــﮕﺎه ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﺷﺪه اﻧﺪ و اﯾﻨﮏ ﺑﯿﮑﺎر ﻣﻰ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺳﺆال اول ﻣﻦ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ آﯾﺎ ﻣﺤﺮك و اﻧﮕﯿﺰه اﯾﻦ دﺳﺘﻪ، از ﺣﻀﻮر در داﻧﺸﮕﺎه و ﺗﺤﺼﯿﻞ در آﻧﺠﺎ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺷﻐﻠﻰ در آﯾﻨﺪه، ﭘﺲ از ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻠﻰ ﺑﻮده اﺳﺖ؟ اﮔﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ، آﻧﮕﺎه داﺳﺘﺎن اﯾﻦ دوﺳﺘﺎن ﺑﺴﯿﺎر ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران ﮐﺎﺳﭙﯿﻦ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ. ﯾﻌﻨﻰ ﺑﺮاى ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ اى اﻗﺪام ﺑﻪ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى ﮐﺮده اﻧﺪ. ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً اﺷﺘﻐﺎل، ﺗﻤﺎﻣﻰ اﻧﮕﯿﺰه اﯾﻨﺎن ﻧﺒﻮده. ﻣﻰ ﺗــﻮان ﺑﻪ ﭘﺮﺳــﺘﯿﮋ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ، ﻋﻼﻣﺖ ﻣﺜﺒﺖ زدن در ﯾﮑــﻰ از ﭼﻬﺎرﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎى ﻓﻬﺮﺳــﺖ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪاى ﻣﻨﺎﺳــﺐ ازدواج ﺑﻮدن، ﯾﺎ اﺧﺬ اﻣﺘﯿﺎز ﻻزم ﺑﺮاى ﻣﻬﺎﺟﺮت ﻫﻢ اﺷــﺎره ﮐﺮد. اﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺮ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى دﯾﮕﺮى، اﯾﻦ اﺣﺘﻤﺎل وﺟﻮد داﺷــﺘﻪ ﮐﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ دﻟﺨﻮاه ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬار ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺣﺎل اﯾﻦ دﺳﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻃﻰ ﮐﺮدن دوران داﻧﺸﮕﺎﻫﻰ از ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺷﻐﻞ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﺧﻮد ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮرده اﻧﺪ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪى ﺑﺮاى اﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﻰ ﮐﺸــﻮر ﺷﺪه اﻧﺪ. اﯾﻦ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اى اﺳــﺖ ﮐﻪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﮐﺸــﻮر ﺧﻮد را ﻣﻮﻇﻒ ﺑﻪ رﻓﻊ آن ﻣــﻰ داﻧﺪ. اﻟﺒﺘﻪ دو ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻞ داﻧﺸﮕﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟﻪ ﻧﻤﻰ ﭘﺬﯾﺮد ﮐﻪ ﺷﻐﻠﻰ را اﻧﺠﺎم دﻫﺪ ﮐﻪ در ﺧﻮر ﺧﻮد ﻧﻤﻰ داﻧﺪ. اﯾﻨﮑﻪ ﺳــﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﺗﺒﻌﻪ اﻓﻐﺎﻧﺴــﺘﺎن در اﯾﺮان ﺑﺎ ﻣﺸــﮑﻞ ﺑﯿﮑﺎرى ﻣﻮاﺟﻪ ﻧﯿﺴــﺘﻨﺪ، اﻣﺎ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﺑﯿﮑﺎرﻧﺪ، ﺧﻮد داﺳﺘﺎن ﮐﻤﺪى دﯾﮕﺮى اﺳﺖ.
ﺳـﮑﺎﻧﺲ آﺧﺮ،  راه ﺣﻞ: آﻧﺎن ﮐﻪ ﺑﻪ داﻧﺸﮕﺎه رﻓﺘﻪ اﻧﺪ، ﯾﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى ﮐﺮده اﻧﺪ و ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ واﻗﻌﺎً ﺑﻪ درس ﺧﻮاﻧﺪن ﻋﻼﻗﻪ داﺷﺘﻪ اﻧﺪ. اﮔﺮ ﻋﻼﻗﻪ داﺷﺘﻪ اﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﻈﺶ را ﻫﻢ ﺑﺮده اﻧﺪ و ﻧﻮش ﺟﺎﻧﺸــﺎن، ﮔﻮاراى وﺟﻮدﺷــﺎن. اﻣﺎ اﮔﺮ ﺑﺮاى ﭘﯿﺪا ﮐﺮدن ﺷﻐﻞ راﻫﻰ داﻧﺸﮕﺎه ﺷﺪه اﻧﺪ،  ﺗﯿﺮﺷﺎن ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﺧﻮرده. ﻣﻰ داﻧﯿﺪ، در ﻗﺪﯾﻢ ﺑﯿﻦ ﺷــﺎﻏﻠﯿﻦ ﺣِﺮَف )ﺣﺮﻓﻪ ﻫﺎ( و ﺑﺎزار ﻧﯿﺎز ﯾﮏ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺮﻗﺮار ﺑﻮد. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺣِﺮَف از ﻃﺮﯾﻖ اﺳــﺘﺎدﮐﺎران اﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﮔﺮﻓﺖ. ﻋﻠﻮم ﺟﺪﯾﺪ ﺗﻮاﻧﺴﺖ رﻣﺰ اﺳﺘﺎدﮐﺎران را ﺑﻪ ﻣﻌﺎدﻻت و ﻓﺮﻣﻮل ﻫﺎى رﯾﺎﺿﻰ و ﻣﺪﻟﺴــﺎزى ﻫﺎى ﻓﯿﺰﯾﮑﻰ و ﻣﻔﻬﻮﻣﻰ ﺗﺒﺪﯾــﻞ ﮐﻨﺪ. از اﯾﻦ راه ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺣِﺮَف ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻧﺒﻮه، اﻣﮑﺎن ﭘﺬﯾﺮ ﺷــﺪ. ﻗﺒﻼً ﺷــﺨﺺ ﺳﺎل ﻫﺎ در ﻧﺰد اﺳــﺘﺎدﮐﺎر دوره ﻣﻰ دﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﺜﻼً ﻗﻨﺪاق ﯾﮏ ﺗﻔﻨﮓ را ﭼﻄﻮر ﺑﺴﺎزد، ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻔﻨﮕﭽﻰ ﻣﺸــﻬﻮر ﻣﻰ ﺷﺪ. اﻣﺮوز اﻧﺤﻨﺎى دﺳﺘﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﯾﮏ ﺗﺎﺑﻊ رﯾﺎﺿﻰ اﺳﺖ، دﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎزى ﺑﻪ اﺳﺘﺎدﮐﺎر ﻧﯿﺴﺖ،  اﻣﺎ ﺑﻪ ازاى آن، ﻫﺰاران ﺳﺎزﻧﺪه دﺳــﺘﻪ ﺗﻔﻨﮓ از داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ، درﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﻧﯿﺎز ﺟﺎﻣﻌﻪ در دوران ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ دﺳــﺘﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ. داﺳــﺘﺎن ﻣﻰ ﺷــﻮد ﻫﻤﺎن داﺳﺘﺎن ﭘﯿﺎز و ﺳــﯿﺐ زﻣﯿﻨﻰ، ﮐﻪ ﮐﺸﺎورز ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻓﺼﻞ از ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎزار ﻋﻘﺐ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﺪ. 

آﯾﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻌﺪاد داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ را ﮐﻤﺘﺮ ﮐﻨﯿﻢ؟ 
آﯾﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﺑﻪ درس ﺧﻮاﻧﺪن و ﯾﺎدﮔﯿﺮى ﻓﻨﻮن ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪﻧﺪ، ﯾﻌﻨﻰ ﺣﺎﺿﺮﻧﺪ در راه ﯾﺎدﮔﯿﺮى اﯾﺜﺎر ﮐﻨﻨﺪ، وارد اﯾﻦ ﻣﺮاﮐﺰ ﺷﻮﻧﺪ؟ ﻇﺮﻓﯿﺖ داﻧﺸــﮕﺎﻫﻰ ﻣﺎ ﭼﻪ ﺗﻨﺎﺳــﺒﻰ ﺑﺎ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺻﻨﻌﺘﻰ و ﯾﺎ ﺑﻮروﮐﺮاﺳﻰ 
اﯾﺮان دارد؟اﻣــﺎ ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻼﻧﺶ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران ﺷﮑﺴــﺖ ﺧﻮرده، اﯾﻨﮏ ﺑﺎ ﮔﺮدﻫﻤﺎﯾﻰ در ﺟﻠﻮى ﭼﺸــﻢ ﻣﻠﺖ، ﻣﻠــﺖ را ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﻧﺎ اﻣﻨﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ! ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷــﻖ ﺳﻮد ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى ﻫﺴــﺘﻨﺪ، ﻧﻪ ﻋﺎﻟِﻢ ﺑﻪ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬارى. ﺑﺎز ﻫﻢ ﺧﻮاﻫﻢ ﮔﻔﺖ اﻧﺸﺎﷲ.

مسیربحرانی
سه شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 09:44 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )
مسیربحرانی

کلا دو روش برای بحرانی به حساب آوردن فعالیت‌ها و در نتیجه تعیین «مسیر بحرانی»، یعنی مجموعه فعالیت‌های بحرانی که از قدیم علاقه داشتیم تو یه مسیر باشن وجود داره:
بر اساس حداکثر شناوری کل فعالیت‌هابر اساس قرار گرفتن روی طولانی‌ترین مسیر


روش اول:
 برای اکثر افراد آشناتره و معمولا جاهایی که تئوری CPM رو توضیح می‌دن از همین روش استفاده می‌کنن. تو این روش زودترین و دیرترین تاریخ‌های شروع و پایان هر فعالیت تو دو مرحله رفت و برگشت محاسبه می‌شه و تفاضل زودترین و دیرترین تاریخ‌ها دو مقدار شناوری شروع و شناوری پایان رو به وجود میاره. نرم‌افزارهای مختلف یا یکی از این دوتا رو شناوری کل می‌شناسن، یا حداقل اون‌ها رو، یا حتی انتخاب اون رو به شما بدن؛ البته این دو مقدار تو حالت‌های معمولی با هم برابر هستن. حالا حدی برای اون‌ها در نظر گرفته می‌شه و هر فعالیتی که شناوری کلش از اون مقدار بیشتر نباشه بحرانی به حساب میاد.

شناوری کل فعالیت‌ها تو برنامه‌ای که آزاد باشه از صفر کمتر نمی‌شه و این فرض تو حالت‌های قدیمی که تو تئوری‌ها توضیح داده می‌شه هم وجود داره. برای همین رسم بر این بوده که شناوری صفر بحرانی به حساب بیاد. حالا تو پروژه‌هایی که مدت زمانشون زیاد باشه و مدت زمان فعالیت‌هاشون هم خیلی کم نباشه، شناوری‌هایی مثل یک روز چندان با صفر فرق نمی‌کنه. به همین خاطر این گزینه هم وجود داره که حداکثر دیگه‌ای برای شناوری تعیین کنین و مثلا بگین که فعالیت‌هایی که شناوری‌شون بیشتر از یک روز نباشه بحرانی به حساب میاد.

اگه برنامه‌تون آزاد نباشه می‌تونه شناوری منفی هم داشته باشه، که در این صورت منفی‌ها هم بحرانی به حساب میان. البته می‌دونین که بهتره از برنامه‌های غیر آزاد استفاده نکنین و در نتیجه نباید انتظار شناوری منفی داشته باشین.


روش دوم:
تو روش دوم به جای شناوری کل، ازشناوری روابط برای تعیین «طولانی‌ترین مسیر» و به دنبال اون فعالیت‌های بحرانی استفاده می‌شه. هر رابطه بر اساس تفاضل تاریخ‌های پیش‌نیاز و پس‌نیازش مقداری داره که به اون هم می‌گیم شناوری. اگه شناوری صفر باشه، به رابطه حاکم (driver) گفته می‌شه. معمولا بین تمام روابطی که برای یه فعالیت تعریف شده فقط یکیشون حاکمه. اگه همه روابط رو به جز رابطه حاکم حذف کنین، زمان‌بندی‌تون تغییری نمی‌کنه. با این حال باید روابط غیر حاکم رو خیلی با دقت وارد کنین، چون هم روی شناوری‌ها اثر می‌ذاره و هم این‌که ممکنه بعد از مدتی به خاطر وارد کردن مقدارهای واقعی وضعیت تغییر کنه و رابطه دیگه‌ای حاکم بشه.

به هر حال، کار از انتهای برنامه شروع می‌شه. فعالیت انتهایی به عنوان آخرین عنصر «طولانی‌ترین مسیر» انتخاب می‌شه و بعد مسیر بر اساس روابط حاکم دنبال می‌شه و فعالیت‌های دیگه دونه دونه انتخاب می‌شن. مجموعه این فعالیت‌ها می‌شن طولانی‌ترین مسیر برنامه و می‌تونن بحرانی به حساب بیان.

پس مسیر بحرانی می‌تونه بر اساس شناوری فعالیت‌ها یا بر اساس شناوری روابط (قرار داشتن تو طولانی‌ترین مسیر) تعیین بشه. این دو روش تو شبکه‌های خیلی ساده، مشابه اون چیزهایی که برای توضیح دادن تئوری CPM به کار می‌رن نتیجه یکسانی داره، ولی تو برنامه‌های پیچیده‌ای که تو پروژه‌های واقعی داریم، به خاطر قیدهایی که ممکنه استفاده شده باشه، به خاطر تسطیح منابع، به خاطر تقویم‌ها و خیلی مسایل دیگه ممکنه تفاوت‌هایی بین نتایج اون‌ها وجود داشته باشه.

نظرهای متفاوتی وجود داره که کدوم روش بهتره. انتخاب ممکنه تا حدی به سبک برنامه‌ریزی هم برگرده؛ ولی به هر حال من شخصا روش مبتنی بر شناوری فعالیت‌ها رو ترجیح می‌دم، چون ساده‌تر با المان‌هایی مثل تقویم و تسطیح و قید کارش رو پیش می‌بره.

نویسنده: نادر خرمی راد

بکارگیری مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM1) به منظور کاهش عدم تطابق طراحی و ساخت: مطالعه موردی پروژه بیمارستانی
چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت 07:53 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )
مقاله بکارگیری مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM1) به منظور کاهش عدم تطابق طراحی و ساخت: مطالعه موردی پروژه بیمارستانی
سارا رضایی - دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت پروژه و ساخت، موسسه آموزش عالی مهر البرز، تهران- ایران
احسان سقط فروش - استادیار، دکتری مدیریت پروژه و ساخت، گروه مدیریت پروژه و ساخت، موسسه آموزش عالی مهر البرز، تهران- ایران
مریم علیایی - دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت پروژه و ساخت، موسسه آموزش عالی مهر البرز، تهران- ایران
  مهدی علی نژاد - کارشناسی ارشد، مدیریت پروژه و ساخت، دانشگاه تهران، تهران- ایران
چکیده مقاله:
پروژه های بیمارستانی در هر کشوری از اولویت و اهمیت بالایی برخوردارند. مهمترین عامل در انجام این قبیل پروژه ها، صرف هزینه در چارچوببودجه برنامه ریزی شده و تحویل به موقع پروژه در قالب برنامه زمان بندی پروژه است، حال آنکه به دلیل سنتی بودن نوع قراردادها و عدمهماهنگی بین طراح و پیمانکار و همچنین ورود پیمانکار بعد از فاز مطالعات اولیه و طراحی، ناگزیر مشکلات بسیاری در حین ساخت و بهره برداریاز پروژه ها ایجاد می شود. از مهمترین این مشکلات عدم تطابق طرح های اولیه معماری، سازه، تاسیسات، وجود نواقص و تغییرات در نقشه هایابلاغی پروژه است. این مقاله باهدف کاهش عدم تطابق طراحی و ساخت در حین عملیات اجرایی، راهکارهای یکپارچگی در پروژه های عمرانی رابررسی نموده است؛ بدین منظور با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای، روشهای یکپارچه سازی پروژه بررسی شده، سپس با استفاده از آنالیزکیفی این داده ها تحلیل و در مطالعه موردی پروژه بیمارستانی موردبررسی واقع شده است. نتایج نشان دهنده لزوم استفاده از فناوری های نویندر راستای تسهیل ادغام ذینفعان مختلف پروژه های عمرانی همانند فناوری مدلسازی اطلاعات ساختمان، علی الخصوص در پروژه های پیچیدهزیربنایی مانند پروژه های بیمارستانی است. کاربرد این ادغام در کاهش عدم تطابق طراحی و ساخت اینگونه از پروژه ها بسیار موثر است. نتایجاین پژوهش در کاهش انحراف های زمانی و هزینه ای پروژه های بیمارستانی که در اولویت نظام سلامت هر کشوری است کمک قابل توجهی می کنند.
کلیدواژه‌ها:
تحویل یکپارچه پروژه، ساخت پذیری، مدلسازی اطلاعات ساختمان، پروژه های بیمارستانی، قراردادهای سنتی، عدم تطابق طراحی و ساخت

مرتبط با:


بررسی تاثیر استفاده از عایق پلی استایرن و کیفیت ساخت و ساز در کاهش مصرف انرژی ساختمان در شهر تهران به کمک BIM
چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت 07:52 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )
مقاله بررسی تاثیر استفاده از عایق پلی استایرن و کیفیت ساخت و ساز در کاهش مصرف انرژی ساختمان در شهر تهران به کمک BIM
  محسنعلی شایانفر - استادیار، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
  علی معصومی حقیقی - دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت ساخت، دانشکده واحد نور، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
  سمانه کاظمی پوران بدر - دانشجوی کارشناسی ارشد ساختمان های هوشمند، دانشکده فناوری های برتر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
چکیده مقاله:
باور عمومی حاکی از این است که توجه به صرفه جویی در مصرف انرژی از اهمیت روزافزونی برخوردار است. همچنین باید بیان کرد که بخش مصرف مسکونی نسبت به کل تقاضاهای انرژی از سهم بسزایی برخوردار است. این اهمیت روزافزون در صرفه جویی مصرف انرژی به دلیل بالا بودن مقدار مصرف آن و ارتباط مستقیم با آسایش مردم در بخش مسکونی از توجه بیشتری نیز برخوردار بوده است. در کنار این اهمیت باید اضافه کنیم که در بسیاری از کشورهای دنیا حدود 40 درصد از تقاضای انرژی در ساختمان های مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد و 60% از کل انرژی مصرفی در مناطق مسکونی جهت گرمایش فضاهای زندگی مصرف می شود، (Chwieduk2003). در این مطالعه سعی شده است با مدلسازی اطلاعات ساختمان BIM و همچنین انجام م طالعه موردی بر روی یک ساختمان در شهر تهران تاثیر استفاده از عایق پلی استایرن در کاهش Autodesk Revit و Autodesk Ecotect استفاده شده است. در نتیجه بهترین ضخامت از عایق پلی استایرن در سقف و دیوار ساختمان مسکونی در شهر تهران برآورد شده و برای استفاده اجرایی پیشنهاد می گردد. همچنین تاثیر کیفیت اجرای با روش درنظر گرفتن میزان نفوذ هوا به داخل ساختمان بر مصرف انرژی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
کلیدواژه‌ها:
مصرف انرژی، بهینه سازی، عایق پلی استایرن، مدلسازی، کیفیت ساخت و ساز

مرتبط با:


قوانین طلایی هدف گذاری
چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت 06:12 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )
قوانین طلایی هدف گذاری

هدف گذاری، چیزی بسیار بیشتر از آن است که به سادگی بگویید می خواهید چیزی اتفاق بیفتد.
بجز در مواردی که از همان ابتدا به وضوح تعریف می کنید که واقعاً چه چیزهایی را می خواهید و درک می کنید که چرا آن چیزها را می خواهید، شانس شما برای موفقیت، به میزان قابل ملاحظه ای کاهش می یابد.
با پیروی از 5 قانون طلایی هدف گذاری، می توانید با اطمینان اهداف خود را برگزینید و از اینکه می دانید به آنها دست خواهید یافت، لذت ببرید و احساس رضایت بکنید.
قوانین طلایی هدف گذاری، اینها هستند:
اهدافی را انتخاب کنید که در شما انگیزه ایجاد کنند.
اهدافی را برگزینید که SMART باشند. (ویژگی های اهداف SMART را در شماره قبل بیان کرده ایم.)
اهداف خود را مکتوب کنید.
یک برنامه اقدامات (Action Plan) تهیه نمایید.
برنامه را تا دستیابی به اهداف خود، دنبال کنید و به طور منظم مورد بازنگری قرار دهید و در صورت لزوم اصلاح نمایید.






 
صفحات
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :