تبلیغات
زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry - مطالب تیر 1395

درحال مشاهده: زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry - مطالب تیر 1395

ادعونیاهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

موانع اشتغال و کارآفرینی زنان در ایران

پنجشنبه 31 تیر 1395
12:08
اعظم کریمی محمد آبادی
از اوایل قرن حاضر جهان با یک پدیده اجتماعی اقتصادی‏ به نام مشارکت اقتصادی زنان در مشاغل خارج از خانه روبه رو شده است. وضعیت اشتغال زنان در ایران مشابه با کشورهای در حال توسعه، در وضعیت مطلوبی نیست، همواره زنان فرصت های شغلی کمتری دارند و غالباً در بخش غیر رسمی با اندک دستمزد مشغول بکارند. در واقع می‏توان گفت، طبق آمار 1375، تنها 1/12% زنان ده ساله و بیشتر کشور از نظر اقتصادی فعالند که بیشترین فعالیت را در بخش خدمات (8/45%) و حدود 7/16% در بخش صنعت در گروه صنعت (ساخت)، اشتغال دارند. حدود 71% شاغلان بخش خدمات در گروه های آموزشی، بهداشت و مددکاری مشارکت دارند. بیشترین شاغلان زن در گروه حقوق بگیران قرار دارند (60%) و تنها 9/0% شاغلان کارفرما هستند. زنان شاغل بیشتر در نقاط شهری (56%) سکونت دارند و در گروه سنی 29ـ25 سال هستند و پس از آن گروه عمده‏ای مشغول ازدواج و پرورش فرزند و بطور کل امور خانواده می‏شوند. با توجه به اینکه نرخ فعالیت ایران نسبت به کشورهای دیگر بسیار پایین است: (6/43%). این امر در مورد زنان (15%)و در مورد فعالیت مردان (71%) است. نرخ بیکاری جمعیت نیز روزبه روز فزونی می‏گیرد بطوریکه حدود 1/26% جمعیت زنان فعال مناطق شهری بیکارند. نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده خصوصاً در سال های اخیر مرتباً رو به افزایش است. لذا تلاش جهت بهبود وضعیت فعلی و رهایی از مشکلات و موانع مسئولیتی جمعی است. متاسفانه تحقیقات و پژوهش های داخلی در زمینه کارآفرینی زنان، به دلیل نوپایی مبحث بسیار محدود است و از آنجا که حتی اشتغال زنان در ایران همواره با مسائلی مواجه بوده، طبیعتاً کارآفرینی زنان با مسائل فزاینده ای روبه رو است. فرایند کارآفرینی زنان را می‏توان ازابعاد متنوعی بررسی کرد وآن را متأثر از مجموعه عوامل فردی (انگیزه‏ها، ویژگی های شخصیتی و ویژگی های جمعیت شناختی)، محیطی (هنجارهای رایج در زمینه تقسیم کار، وجود نوعی مرزبندی طبیعی میان کار زنان و مردان، فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار  و...) و سازمانی دانست.

منبع: کارآفرینی زنان، خانه کارآفرینان ایران، karafarini.ir

برچسب ها:موانع اشتغال ،

نقش دوگانه مدیران دولتی در پیشرفت زنان

پنجشنبه 31 تیر 1395
11:14
اعظم کریمی محمد آبادی
هدف اصلی كسانی كه بر ناتوانی زنان در عرصه هایی به جز خانواده تاكید می كنند این است كه فرودست بودن آن ها را در زندگی خانوادگی تداوم بخشند، زیرا هنوز برای برخی مردان دشوار است كه بپذیرند با فردی برابر با خود زندگی كنند.
    
    جان استوارت میل/انقیاد زنان
   
    در قرائت دولتمردان، مدیریت امری شمولی، انسانی و فراگیر تلقی می شود اما اغلب، ترتیبات علمی برای در نظر گرفتن زنان در حوزه مدیریت جدی گرفته نشده و در نهایت، در حد یك معاون یا مشاور باقی می ماند. مشاوری كه عملاگاه كمتر از دكور بی جان یك نمایش نامه تئاتری به عمق صحنه دعوت می شود و تنها به خوراك تبلیغاتی حكام جوامع بیشتر شباهت دارد.
   
    آمارها نشان از آن دارند كه مدیران دولتی، در ارتقا و پیشرفت پست های اجتماعی زنان، نقشی دوگانه بازی می كنند. آن ها از یك سو، خالصانه مدیریت را امری شمولی و همسان تلقی كرده و از سوی دیگر از حضور همبازی جدید و همتراز خود، خرسند نیستند.
   
    به این جهت او را، در تاریكی و ظلمت پستوی پشت صحنه، به عنوان عنصری محروم نگاه می دارند تا مبادا چشم تماشاچیان بازی قدرت، مجذوب توانایی های این رژیسور تازه رسیده و تنها به او خیره شود.
   
    آنان می خواهند، تنها خود دیده شوند، تنها خود سخن بگویند و در رورانس پایانی نمایش تنها خود غرق در شور وصف ناپذیر تشویق بی شمار تماشاچیان، پیروزمندانه صحنه را ترك كنند و البته در این میان گاه به تازه نفس ها (زنان) قول می دهند كه عاقبت روزی فرا خواهد رسید كه آنان را به بیرون فرا خوانند و در آن روز شیرین آفتابی، سرانجام این جشنواره تك جنس نابرابر همسان خواهد شد.
   
    شباهت سمبلیك این قرائت و ارتباط آن با تصویر حضور زنان در بازی های مدیریتی جهان از آن جهت كه هر چند حذف زنان در نقش یك مدیر كارآمد، عمری به درازای تاریخ دارد، اما از زمانی كه توجه به حمایت از حضور زنان به ظاهر در سال 1991 میلادی، همزمان با دیباچه اساسنامه بین المللی كار آغاز شد تا امروز، نه تنها نظام همسانی و برابری اتفاق نیفتاده كه فوج گسترده تبعیض علیه زنان، همچنان در قالب فاجعه ای در بازار كار جهانی ادامه دارد. در واقع برای هر كسی، با هر نگاه ساده یا پیچیده ای شگفت آور به نظر می رسد كه بداند در كره ای به نام زمین كه50 درصد جمعیت آن را زنان تشكیل می دهند تنها كمتر از 35 درصد نیروی كار رسمی این كره به آنان اختصاص دارد. همچنین جالب تر این است كه در حالی كه 75 درصد ساعات كار طاقت فرسای جهان به زنان تعلق دارد اما آنان تنها از 10 درصد درآمد كل دنیا بهره مند هستند.
   
    بنابراین دیباچه نوین كار كه با تاكید بر شغل برابر، دستمزد مساوی و ارتقای شغلی همسان شكل گرفته و البته بعدها بنیان تمامی اساس نامه های متعدد بین المللی را نیز پایه گذاری كرد در مقابله با فرهنگ انحصارطلبانه مردسالار گره خورد.
   
    در فرهنگ سنتی، نقش ها صرفابراساس معیارها و الگوهای مردانه پایه گذاری می شود. زنان موجوداتی درونی و وابسته اند، مردان موجوداتی بیرونی و مستقل.
   
    بنابراین براساس این الگوسازی كهن، اشتغال مزدبگیری، ترفیع شغلی و بهره مندی از مزایای اجتماعی و قدرت به عنوان یك اصل مهم تنها برای مردان در نظر گرفته شده و اكثر مشاغل و حرفه های مهم جهان در اختیار آنان قرار گرفت. این فرهنگ، به تعبیری نه تنها با محروم كردن زنان از امكان ارتقا و پیشرفت واقعی آنان در سطوح اجتماعی و علمی جلوگیری می كرد كه به محض ورود آنان به بازار كار (بعد از جنگ های اول و دوم جهانی)، ابتدا كوشش می كرد تا آنان را تنها در بخش كارهای خدماتی و نیمه وقت با دستمزدهای اندك متمركز كرده و فرصت های بسیار كمتری را برای پیشرفت و ترفیع شغلی آنان فراهم آورد. پیشخدمتی، كارهای خرده فروشی، نظافت و... از مشاغل خدماتی دیگری بود كه اكثراتوسط زنان انجام می شد. (گیدنز و دیگران)
   
    در نتیجه این عدم تعادل و ناموزونی استثمارگرایانه در هرم قدرت، زنان فقیر و وابسته، روز به روز فقیرتر شدند. اما این تنها بخشی از مشكل بود.
   
    محدودیت های اعمال شده بر زنان چون سیلابی جریان های مدیریتی و اشتغال را نیز فرا گرفت و به طرز فزاینده ای مانع ترقی آنان شد. به عبارتی با وجود تعداد روزافزون زنان تحصیل كرده و كارآیی آنان در نظام جهانی كار، هنوز در بسیاری از كشورهای جهان، از اروپای شرقی و آمریكای شمالی گرفته تا عموم كشورهای خاورمیانه، افكار منفی درباره مدیریت زنان و ارتقای آنان به عرصه های مدیریتی كاملاتعیین كننده است. به طور مثال در ایالت متحده آمریكا با وجود این كه زنان بیشتر از 50 درصد نیروی كار را تشكیل می دهند تنها شش درصد از رده های مدیریتی را در اختیار دارند. این رقم در آلمان 2/9 درصد و در سوریه چهار درصد است.
   
    بدین ترتیب به نظر می رسد نظام متمایز كننده و یك سویه ای كه هنوز زنان در سطح بافت اشتغال، به عنوان نیروی مدبر و كارآمد نپذیرفته و عدم پیشرفت آن ها را در حوزه برتر، تاب نمی آورد، در عموم كشورهای جهان حاكمیت دارد.
   
    هرچند پژوهش های علمی به عمل آمده درهمه این كشورها، هرگز نشان نداد كه مردان در حوزه های مدیریتی از قابلیت بیشتری برخوردار باشند اما هنوز باور عمومی خصوصادر اقشار پایین تر جامعه حتی در كشورهای اروپای شرقی نیز بر این پایه است كه نمی توانند به راحتی، ریاست یك زن را بپذیرند.
   
    آنان به این بهانه كه مدیران زن، ناكارآمد، بی نظم، نامطمئن و بی كفایت اند و توانایی لازم برای رهبری یك نظام بزرگ اداری را ندارند، از پذیرفتن آنان در حیطه ریاست سرباز می زنند.
   
    به طور مثال، حتی در كشوری مانند غنا هم (با وجود تفاوت فرهنگی و قومی با كشورهای اروپای شرقی)، یكی از دلایل مهمی كه در آن زنان را به پست های سرپرستی انتخاب نمی كنند این است كه مردان عموماسرپرستی زن ها را نمی پذیرند. تقریباسه چهارم كارگران مرد و نیمی از كارگران زن، سرپرست مرد را ترجیح می دهند یا به طور مثال در قبرس نیز با وجود الگوهای باور مشابهی، 62 درصد كارفرمایان تصور می كنند كه مهارت های سرپرستی كردن مردها، بهتر از زن هاست. در حالی كه فقط چهار درصد حضور زنان را در عرصه مدیریت، درخشان می دانند.
   
    ایران
   
    هرچند كوشش زنان در كسب مهارت ها، دانش و تخصص، روز به روز افزون شده و حضور آنان در دانشگاه ها با وجود همه موانع، به طور معجزه آسایی بالا رفته است، اما دستیابی آنان به پست های مدیریتی و سرپرستی دشوارتر شده است.
   
    در واقع، در ایران نیز تعداد چشم گیری از دختران و زنان (بیش از 65 درصد) به موفقیت های دانشگاهی دست می یابند و سطوح تحصیلی را با پیروزی بالایی طی می كنند اما آنان به محض رسیدن به بازار كار، به خصوص در مرحله ارتقای شغلی، تا حدود زیادی عقب نگه داشته خواهند شد. برای نمونه طبق آمار مركز مشاركت زنان در حوزه مدیریت (طی سال های 75580)، حضور زنان در عرصه های مدیریتی ایران نیز، كمی اعجاب انگیز به نظر می رسد:98/2 درصد مدیر زن در برابر 3/97 درصد مرد.
   
    این ارقام كه تا حدود زیادی شگفت انگیز به نظر می رسد طی آن سال ها حتی در وزارت خانه هایی هم چون آموزش و پرورش، دفاع، راه وترابری و... روز به روز رو به كاهش بود; روندی كه هم چنان ادامه دارد.
   
    به طور مثال در وزارت خانه هایی مانند آموزش و پرورش، دادگستری و نفت به ترتیب 007/0 درصد، 05/0و 06/0از زنان در پست های مدیریتی اشتغال داشتند. این در حالی است كه حداقل درصد افزایش مدیران مرد در هیچ كدام از دستگاه های دولتی، زیر 50 درصد نبوده است.
   
    طبیعتاحضور 3/97 درصدی مردان در پست های ریاست و آمار فوق نشان دهنده آن است كه در كشور ما نیز مانند بسیاری دیگر از كشورهای جهان طبق همان تابع برتری دانستن مردان، تبعیض گسترده ای علیه زنان، در بازار كار جریان دارد.
   
    در واقع سال های متوالی است كه زنان نمی توانند پاداش به سبب سخت كوشی، درایت و مهارت خود را دریافت كنند اما به صورت مدام با پیشرفت شغلی همكاران مرد خود مواجهند كه گاهی نه تنها برتر از زنان نیستند بلكه بسیار ناكارآمد و ضعیف عمل می كنند.
   
    نظام سلسله مراتبی فوق، زمانی آزاردهنده تر خواهد شد كه با شعارهایی از قبیل این كه مدیریت اصلی زنان در خانه است یا آنان باید به خاطر كمبود وقت، ساعات كار خود را در حوزه های اجتماعی كم كنند، به جای همیاری با انبوه زنان متخصص، نه تنها آنان را دلسرد كرده، مایوس و بی انگیزه به نشستن در محیط خانه تشویق می كنند، بلكه توان و استعداد نیمی از ذخایر كشور را به هیچ می انگارند.
   
    این درحالی است كه قواعد قدرت هرگز چنین توصیه هایی را برای حفظ بقای خانواده، به مردان پیشنهاد نمی دهد بلكه به گفته بسیاری از مدیران فعلی زن، در بیشتر مواقع به نحوی پنهان و آشكار اما هماهنگ، اكثر ساعات اضافه كاری، ماموریت های خارجی، حقوق عایله مندی و بنابراین پاداش این اضافه كاری و سخت كوشی، بنا بر تصویر خطی نان آور بودن مردان تمام و كمال به آنان هدیه می شود و این وسط معلوم نیست تكلیف میلیون ها زن كه خودشان با درایت و توانایی زندگی خود و فرزندان شان را تامین می كنند چه خواهد شد!
   
    این تفكر، حتی نمی بیند كه زنان (از آن جهت كه عموم كارهای خانگی بنا بر كلیشه های جنسی تنها بر دوش آنان سنگینی دارد)، تلاش خود را چندین برابر كرده اند تا بتوانند بر این استقلال فردی پافشاری كنند.
   
    در واقع، نظام فكری رایج، از طرفی اعتماد به نفس حضور بیرونی زنان را از آنان گرفته، آنان را به پستونشینی دعوت كرده و موهبت تجربه و آزمایش ایده ها و افكار نو را از آنان سلب می كند و از سوی دیگر زن ها را به دلیل عدم خلاقیت در حوزه مدیریت، عدم كارآمدی و تجربه كافی مورد تحقیر قرار داده، لایق پست های بالا نمی دانند. برای مثال طی تحقیقات انجمن علمی مدیریت بازرگانی، معلوم شد كه بیشتر از 80 درصد كاركنان یك شركت، مدیریت را امری مردانه می دانند، 30 درصد آنان از این كه مافوق شان زن باشد احساس خوشایندی ندارند و 50 درصد معتقدند مردان در انجام كارهای مدیریتی موفق ترند.
   
    این عده نیز مسوولیت ها و محدودیت های خانوادگی، تجربه كمتر زنان نسبت به مردان، اعتماد به نفس پایین خانم ها را در این عرصه مؤثر می دانند.
   
    آنچه مسلم است با این تفاسیر گروه بزرگی از زنانی كه با روءیای شیرین تساوی بازار كار جذب آن شده بودند زمانی كه به صورت مستمر با چنین ساختار تحقیرآمیزی مواجه شوند، خیلی آرام، انگیزه رقابت و رشد اجتماعی زنان را از ذهن خود بیرون رانده و حق مسلم ارتقای شغلی را كه بنابر قانون بین المللی كار یكی از حساس ترین حقوق انسانی آنان است، تنها از آن مردان تلقی می كنند. این همان زمانی است كه می گوییم انگار زنان هم خودشان نمی خواهند! در واقع ما به آنان تلقین می كنیم كه... نباید بخواهند.
   
    سخن پایانی
   
    با نگاهی گذرا می توان به راحتی دریافت كلیشه های پایدار جنسیتی نسبت به مدیریت زنان «عمومانه ناشی از اراده خداوند است، نه حاصل یك نظم طبیعی و نه مبتنی بر یك نقص زیست شناسی» بلكه ریشه آن را باید در جایی عمیق تر یعنی در مدل جنسیتی یك جامعه جست وجو كرد. فرهنگی نابرابر كه با تكریم یك جنس به تحقیر دیگری می پردازد و در نظام فكری خود انتقال خط سنتی قدرت را تنها از پدر به پسر و از مرد به همسر مشروع می داند.
   
    این تفكر تغییر جهت مسیر پیشین حتی اگر در راستای ایجاد فرصتی برابر و همسان ترسیم شود تاب نمی آورد. چرا كه مسلماآن كه همواره در بالای الاكلنگ قدرت نشسته است، میل پایین آمدن ندارد.
   
    این درحالی است كه با دمیدن روح برابری و همراه جویی در كالبد بی جان جامعه نابرابر می توان به راحتی به همبازی های قدرت آموخت كه در گذار به یك جامعه سالم، چنان چه اهرم قدرت، به دفعات بالا و پایین رود، انگیزه شور، شعف، لذت، تنوع و همبستگی در این بازی همگانی صد چندان خواهد شد.
   
    ستیز با تبعیض در كتاب های درسی كودكان، ارزش بخشی به مشاغل زنان در تصاویر و متون كتب درسی، حذف فرودستی و سلطه پذیری زنان در برنامه های تلویزیونی و عموم رسانه های گروهی، توزیع عادلانه ثروت و قدرت و در نظر گرفتن امكانات رفاهی برای كلیه شهروندان شاغل (همچون ایجاد مهدكودك ها و مدارس در نزدیكی محیط كار)، از نخستین تدابیر و اقداماتی است كه هر دولتی می تواند به یاری آن دنیای انباشته از كلیشه های جنسیتی را به حاشیه براند و تحقق آن جهان دیگر را ممكن سازد.

منبع: روزنامه سرمایه، شماره 191 به تاریخ 11/3/85، صفحه 7 (زنان)

ارسال شده در:زنان شاغل،

زنان در نقش رهبری سازمان

چهارشنبه 30 تیر 1395
18:37
امیرحسین ستوده بیدختی

امروز وقتی داشتم یك كتاب در مورد رهبری را مطالعه می كردم، یك فصل از كتاب كه مربوط به زنان در رهبری بود توجه ام را جلب كرد. بخاطر همین و به خاطر جلب رضایت خانم ها هم كه شده یك قسمت از این بخش را براتون می آرم.
زنان در نقش رهبری سازمان
امروزه زنان بصورت روزافزونی، نقش های مدیریتی را كه در گذشته در اختیار مردان بود را، ‌در اختیار خود می گیرند. امروزه ثابت شده است كه زنان می توانند مسئولیت های بزرگتری در سازمان بر عهده بگیرند. با این وجود چند توصیه است كه زنان باید در موقعیت رهبر به آنها توجه خاصی داشته باشند.
واقع گرا باشید: انتظار نداشته باشید كه خیلی راحت شما را رئیس خطاب كنند، ‌چون شما یك زن هستید. اگر می خواهید با مردان برابری كنید باید از نظر كاری با آنها همتراز باشید. این بدان معناست كه در كار خود غرق شوید و با هر شانسی كه روبرو می شوید، ‌مهارت خود را افزایش دهید.
منابع خود را بشناسید: آن چیزی كه برای مردان صحیح است برای زنان نیز صحت دارد. مسیر موفقیت برای زنان متفاوت از مردان نیست. بنابراین از هر منبعی برای افزایش مهارت های رهبری خود استفاده كنید.
بك مرشد پیدا كنید: یك مرشد، مربی یا دوست در هنگامیكه مسیر قدرت را طی می كنید، ‌میتواند برای شما حكم یك معلم خوب را داشته باشد.
بلند صحبت كنید: هیچ وقت سمت رهبری به یك آدم كم رو پیشنهاد نمی شود. همیشه بلند صحبت كنید تا مافوق شما و هم رده هایتان بفهمند كه فرد مصممی هستید. همچنین همیشه موفقیتهای قبلی خود را برای زیردستانتان گوشزد كنید.

توانایی های خود را نشان دهید: در صورتیكه برای پذیرش مسئولیت های بیشتر آمادگی دارید ولی احساس می كنید كه مافوق شما به توانایی هایتان اطمینان ندارد،‌ در همان ابتدا به وی بگویید كه كه شما فقط برای رهبری آماده نیستید بلكه آمادگی موفقیت را نیز دارید. میزان اطمینان شما از توانایی هایتان، نسبت مستقیم با اطمینان دیگران از توانایی های شما دارد.

منبع


زنان و فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی (مردم نهاد) 2

سه شنبه 29 تیر 1395
23:32
امیرحسین ستوده بیدختی


رشد و توسعه پایدار در هر کشور یکی از ضروریات غیرقابل انکار در دنیای امروز است. جوامع بشری با ایجاد همبستگی عمومی می‌توانند مسیر ایجاد ثبات و امنیت را هموار سازند و به تبع این پویایی سازو کارهای نظام‌مندی را ایجاد نمایند. در دنیای مدرن امروز بزرگترین و مهمترین نظامی که تعاملات کلان و سیاست‌گذاری‌های هر جامعه انسانی را برعهده دارد حکومت و سیستم دولتی می‌باشد.

در این نظام اهداف و آرمان‌های از پیش تعیین شده‌ای که منافع ملّی و بین‌المللی جامعه را در برداشته باشد در برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان مدنظر قرار می‌گیرد و مکانیزم‌های تولید و تسهیل روند دستیابی به وضعیت مطلوب طراحی می‌شود. در این میان همکاری و هماهنگی مجموعه‌های پژوهشی، برنامه‌ریزی و اجرایی که به‌صورت یک چرخه فعال می‌توانند روند مناسبی را در توسعه نظامهای اجتماعی ایجاد کنند، نقش مهمی را ایفا می‌نماید. وجود تشکیلات منظم و منسجم در برقراری ارتباط سازمانی و حفظ تداوم فعالیت، نیاز به بر هم کنش‌های متعدد اجتماعی دولت با مردم و بالعکس دارد تا بتواند با تعامل دو جانبه و شناسایی آرمان‌ها و نیازهای اجتماعی در شرایط بهینه‌سازی پایدار قرار گرفته که در نهایت به بستری برای رشد مادی و معنوی جامعه تبدیل شود.

لذا گروه‌بندی‌هایی که در سطح جامعه اتفاق می‌افتد این فرصت را برای افراد با هر نوع نگرش و منزلت اجتماعی ایجاد می‌نماید تا با انتخاب حوزه فعالیت خود متناسب با استعدادها و گرایش‌های ذهنی خود محیطی کارآمد و تأثیرگذار را ایجاد نمایند تا بتواند دایره نفوذ فردی‌اش را در یک فضای جمعی گسترش ببخشد.

از آنجایی که همه‌ی افراد جامعه نمی‌توانند در سیستم‌های دولتی جذب شده و به ارائه خدمت به جامعه بپردازند. و این کار به طور عملی و منطقی میسر نیست بنابراین در یک جامعه مردم‌سالار، اجتماعاتی جهت رفع نیازهای مردمی با ساختار سازمانی خاص شکل میگیرد. این تشکیلات در قالب یک سازمان مردم نهاد (NGO) پتانسیل خاصی را ایجاد می‌نماید که می‌تواند منشاء بسیاری از تحولات تأثیرگذار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باشد.

 

تعریف سازمان مردم نهاد

واژه سازمان مردم نهاد  (Non-Governmental Organization) برای نخستین بار توسط سازمان ملل متحد در سال 1945 در تبصره 71 فصل 10 اساسنامه این سازمان مطرح گردید و در سال 1950 همزمان با تشکیل شورای اجتماعی ـ اقتصادی سازمان ملل در بیانیه 288 این شورا سازمان‌های سازمان مردم نهاد به عنوان مشاوران اصلی مطرح شدند.

تعاریف متعددی از سازمان مردم نهاد ارائه شده است که در هر کشور بنابر فرهنگ، استراتژی‌های سیاسی و خواست‌ ملت‌ها، تفاوت‌هایی در تعریف و محدوده فعالیت‌های آنان مشاهده می‌شود. ولی رایج‌ترین مفهوم، تعریفی است که بانک جهانی ارائه داده است: «سازمان‌های خصوصی که برای رفع گرفتاری‌ها و آلام مردم، ارتقاء سطح زندگی و رفع فقر، حفظ محیط زیست، فراهم آوردن خدمات اساسی اجتماعی و توسعه ارتباطات ایجاد می‌شوند» . به طور کلی واژه «سازمان مردم نهاد » به سازمان‌هایی غیرانتفاعی و مستقل از دولت اطلاق می‌شود و معمولاً انتظاری که از تشکل‌های غیردولتی می‌رود ارزش محوری در ساختار نظام آن است که اهدافی غیراقتصادی و غیرمادی دارد و از شاخصه‌های کلیدی این‌گونه سازمان‌ها فعالیتهای داوطلبانه و خودجوش افراد جامعه می‌باشد. برطبق این تعریف NGOها به دو دسته عمده طبقه‌بندی می‌شوند:

 (1)عملیاتی

2) ) پیگیری و کمک‌رسانی

نوع اول شامل سازمان‌هایی است که هدفشان طراحی و بکارگیری روشهای توسعه‌ای و کاربردی است و نوع دوّم سازمان‌هایی را در برمی‌گیرد که بر روی ارتقای سیستمهای خدماتی و یا گونه خاصی از سیستم‌های اجتماعی تأثیر می‌گذارند.

تاریخچه سازمان‌های مردم نهاد در ایران

ایران با سابقه فرهنگ و تمدن کهن از دیر باز شاهد نمونه‌های همکاری مردم در قالب تشکیلاتی بوده است. پس از ورود اسلام به کشور ما آمیزه دو تفکر ایرانی و اسلامی به گونه خاصی از فرهنگ تبدیل شد که ظرفیت‌های مختلفی را ایجاد نمود. یکی از بارزترین نمونه‌های این موضوع در طول دوران تاریخ پس از اسلام تغییر رفتار انسانی، گسترش معنویت و انجام کار خیر بدون چشم‌داشت مادی است که درواقع می‌تواند اولین انگیزه فردی و گروهی برای انجام امور عام‌المنفعه و به اصطلاح امروزی حضور در یک سازمان غیردولتی با اهداف غیر انتفاعی باشد.

تشکل‌های اولیه مردمی را در ایران شاید بتوان هیأت‌ها و مجامع مذهبی و خیریه دانست که در دوره قبل از اسلام رواج داشته و با ورود فرهنگ ایثار محور اسلام به اوج خود رسیده است مؤسسات خیریه با پشتوانه عظیم دینی که مبتنی بر اعتماد و اعتقاد مردم است در ابتدا در مراکزی چون مساجد، تکایا تشکیل می‌یافتند و کاملاً خودجوش و مردمی ساماندهی می‌شدند. در حقیقت خیریه‌ها در ایران فعالیتی گسترده‌تر و تعریفی کامل‌تر از تعاریف مطرح شده در ادبیات بین‌المللی دارند. این گونه تشکل‌ها بخش بزرگی از سازمان مردم نهاد را در ایران تشکیل می‌دهند که با توجه به حساسیت مردم و دولت ایران اسلامی نسبت به محرومیت‌زدایی و تلاش در جهت بهبود معیشت برادر و خواهر ایمانی خود، از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند.

مجامع مذهبی و تشکل‌هایی که در این راستا در طول تاریخ در ایران ایجاد شده‌اند دارای کاربردهای چندگانه‌ای بوده‌اند خود به نوعی سازمانهایی مردم نهاد محسوب می‌شوند. این مجموعه‌ها علاوه برانجام و مدیریت مناسک مذهبی که عموماً به صورت دسته جمعی برگزار می‌گردد، به مباحث اجتماعی چون کمک به بهبود روابط افراد محله و شهر، ایجاد امنیت اجتماعی، امور خیریه و عام‌المنفعه و... نیز می‌پردازند. با تطورات اجتماعی در قرون اخیر در ایران گونه‌های دیگر تشکل‌های مردمی همزمان با دوران مشروطه و توسعه جریان‌های روشنفکری و سیاسی پدیدار گشت که مجموعه‌ای از انجمن‌های ادبی، خیریه، حزبی ـ سیاسی و علمی را در برمی‌گرفت.

سازمان‌های سازمان مردم نهاد زنان در بستر تاریخ

سابقه سازمانهای مردم نهاد زنان در ایران نیز به اواخر دوره قاجاریه و انقلاب مشروطه باز می‌گردد. بحران‌های اجتماعی حاصل از تشتت سیاسی و جنگ جهانی اوّل مانند بیماری‌های اپیدمیک، قحطی و بیکاری باعث می‌شد تا زنان به صورت گروهی درصدد رفع مشکلات برآیند و مؤسسات خیریه را تأسیس نمایند. از جمله می‌توان «مؤسسه خیریه ائمه(س)» و «انجمن خیریه بانوان ارامنه» اشاره نمود که در سال 1285 تأسیس شده‌اند. از جمله مشکلات دیگر آن زمان مسئله آموزش و تأسیس مدارس دخترانه بود که زنان مجبور بودند جلسات آموزش و تشکل‌ها را به صورت مخفیانه در منازل خود برگزار نمایند. در دوران انقلاب مشروطه نیز زنان دارای تشکل مستقل سیاسی به نام «اتحادیه غیبی زنان» و یک تشکل اجتماعی به نام «انجمن مخدرات وطن، انجمن نسوان ایران» بودند.

هر چند نظام بسته و مردسالارانه دوره قاجاریه و عرف جامعه آن روزگار زمینه پذیرش زنان در اجتماع را محدود می‌نمود امّا در دوره احمدشاه دولت مجبور به تأسیس «اداره معارف نسوان» شد تا به امور آنان رسیدگی نماید در همین زمان حضور و عضویت بانو صفیه یزدی در مقام مجتهد در هیأت نظارت بر قانون اساسی بسیار حائز اهمیت بوده است. خانم صفیه یزدی از بنیان‌گذاران انجمن مخدرات این انجمن را به منظور حمایت از طرح تحریم کالا و وام خارجی طرح‌ریزی نمود. این انجمن اقدامات نیکوکارانه متعددی چون نگهداری از ایتام و آموزش دختران نیز در دستور کار خود داشت. خانم یزدی در زمان مشروطیت مدرسه دخترانه عفتیه را در سال 1910 بنیانگذاری نمود و از اولین زنان تاریخ مشروطه بود که در مجامع عمومی در باب حقوق زنان سخنرانی می‌نمود و در سال 1289 بعنوان یکی از ناظران قانون اساسی معرفی گردید.

این روند تا دوره رضاشاه ادامه داشت ولی پیشرفت چشمگیری مشاهده نگردید. پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 سازمان‌های دولتی و غیردولتی زنان به حالت تعطیل و یا نیمه فعال درآمد تا اینکه در دهه 40 انجمن زنان ایران تأسیس شد که رفته رفته به حزب زنان ایران تبدیل شد. امّا با توجه به فضای کاملاً بسته سیاسی و کنترل شدید دولتی عملاً این حزب منحل گردید. فقط برخی انجمن‌های ادبی و خیریه غیردولتی مانند «جمعیت بانوان صلح‌جو»، «انجمن ملّی حمایت از زنان بی‌سرپرست» به کار خود کم و بیش ادامه می‌دادند. در طی سالهای 1355 تا 1357 با شدت گرفتن مبارزات انقلابی، زنان نیز دوشادوش مردان در گردهمایی‌ها و تشکل‌های مخفی سیاسی و اجتماعی سهم درخور توجهی داشته و توانستند انقلاب شکوهمند اسلامی را به سرانجام برسانند.

پس از انقلاب اسلامی در دوران جنگ تحمیلی نیز زنان در قالب گروههای مردمی در عرصه‌های پشتیبانی و خدمات درمانی و بهداشتی نقش مؤثری را ایفا نمودند که از بارزترین مشخصات این فعالیت‌ها خودجوش و داوطلبانه بودن آنها بود. زنان در این عرصه به‌عنوان پزشک و پرستار در قالب سازمانهای امدادرسان مردمی چون هلال‌احمر در جبهه‌های جنگ کمک شایانی به رسیدگی به وضعیت مجروحین جنگ (نظامی و غیرنظامی) نمودند. همچنین ایجاد گروههای دفاعی که بتوانند در صورت لزوم برای حفظ و حراست دین و میهن وارد عمل شوند نیز از اقدامات داوطلبانه زنان ایرانی در این دوران بود سازماندهی این داوطلبین در گروههایی چون بسیج و سپاه، پایه‌گذار مشارکت آنان در سیستم دفاعی کشور بود که تاکنون نیز این روند ادامه داشته است.

● انواع کارکردهای سازمان‌های غیردولتی در ایران

به طور کلی سازمانهای مردم نهاد زنان وضعیتی دوگانه دارند، برخی تشکل‌ها با اهدافی مربوط با موضوعات مبتلا‌به زنان جامعه پدید آمدند و برخی دیگر سازمان‌هایی هستند که موضوعات مختلفی چون محیط‌زیست، کودکان و.... را مدنظر قرار می‌دهند امّا هیأت مؤسس و بدنه اصلی سازمان را زنان تشکیل داده‌اند.

اگر چه سازمانهای مردم نهاد زنان در ایران با انگیزه و اهداف متفاوتی بوجود می‌آیند امّا می‌توان آنها را براساس وجوه اشتراک در دیدگاهها و کارکردها طبقه‌بندی نمود.

رویکرد- افزایش رفاه اجتماعی و اشتغال‌زایی

در این رویکرد زنان جزء اقشار آسیب‌پذیر اجتماع محسوب می‌شوند و برای تأمین نیازهای خاص آنان فعالیت‌هایی صورت می‌گیرد که به طور عمده حمایتی است. تشکیل سازمان‌ها و نهادهای خاص این قشر، ارائه خدمات بهداشتی، تغذیه و... با این رویکرد انجام می‌گیرد. لذا چنانچه وضعیت اقتصادی و معیشتی زنان، استقلال مالی، اشتغال و نقش آنان در تولید و خود اتکایی مدنظر باشد تشکل‌هایی ایجاد می‌شوند تا با جذب و توزیع ابزار کار و سرمایه و یا آموزش مهارت‌های خاص وضعیت معیشتی زنان را بهبود ببخشند. سازمان‌های کارآفرین، برخی مؤسسات خیریه‌ای و تعاونی‌ها در این گروه قرار می‌گیرند.

آموزش مهارت‌های شغلی و اشتغال‌زایی از جمله حوزه‌هایی است که بسیاری از سازمان‌های مردم نهاد خیریه‌ای و خدمات اجتماعی در آن فعال هستند. که این امر به توانمندسازی افراد، حفظ و تحکیم بنیان خانواده، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و خوداتکایی مالی مخاطبین و خانواده‌های تحت پوشش آنها منجر می‌شود. قالب گروه‌های مخاطب این قبیل تشکل‌ها را ایتام، زنان سرپرست خانوار، بدسرپرست، جوانان و خانواده‌های محروم و بی‌بضاعت تشکیل می‌دهند. لذا نقش و سهم سازمان‌های مردم نهاد خیریه‌ای و خدماتی را در زمینه حرفه‌آموزی و اشتغال‌زایی نمی‌توان نادیده گرفت.

رویکرد پژوهشی

بررسی وضعیت زنان در تمامی سطوح سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و مطالعه مباحث زیربنایی درخصوص زنان که از اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین نیاز اجتماعی خواهد بود، انگیزه فعالیت سازمان‌های دولتی و غیردولتی پژوهشی در این راستا است. این سازمانها که بطور عمده توسط بانوان فرهیخته کشور ایجاد می‌شوند می‌توانند به عنوان مراکزی استراتژیک جهت شناسایی اولویت‌ها، راهکارها و برنامه‌ریزیهای اصولی جهت دستیابی به وضعیت بهینه ‌باشند و می‌توانند حرکت و فعالیت‌های اجتماعی را ساماندهی نمایند.

رویکرد-  توسعه سیاسی و اجتماعی

در این رویکرد مباحثی چون نیازهای راهبردی، عدالت جنسی، رفع ظلم نسبت به زنان غربی است . بررسی فرصت‌های اجتماعی به منظور دستیابی به عدالت اجتماعی مدنظر است. توانمندسازی زنان در تمامی عرصه‌ها نیز از اهداف این دیدگاه می‌باشد.

رویکرد فرهنگی

از مهمترین نیازهای اساسی در هر کشور مبحث ارتقا و پویایی فرهنگی جهت تکامل مناسبات اجتماعی است. تولید زیرساخت‌های فرهنگی در شرایط حاضر نیاز به کنش‌های اجتماعی خواهد داشت که بتواند برخاسته از بطن مردم و متناسب با مذهب، عرف و سنن دیرین مرسوم در آن کشور باشد. زنان مسلمان ایران به‌عنوان یکی از ارکان فرهنگ‌ساز نیز با توجه به اهمیت موضوع و درک واقعیت جهان امروز با تشکیل کانونهایی که بتوانند در این راستا گام بردارند نقش مهمی را در عرصه توسعه فرهنگی ایفاد می‌نمایند. به‌گونه‌ای که میزان قابل توجهی از سازمانهای مردم نهاد زنان، با چنین هدفی ایجاد شده و فعالیت می‌کنند.

جایگاه سازمان‌های مردم‌ نهاد در مستندات قانونی کشور

• جایگاه سازمان‌های مردم نهاد در قانون اساسی
طبق اصل بیست‌وششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران احزاب، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده آزادند؛ مشروط به این که اصل استقلال، آزادی، وحدت ملّی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.

• سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی در افق 1404 شمسی

توجه به ویژگی‌های چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران از لحاظ تبیین جایگاه ویژه سازمان‌های مردم نهاد و تأثیر آنها در توسعه جامعه اسلامی راه‌گشای تهیه و تنظیم برنامه توسعه و توانمندسازی سازمان‌های مردم نهاد زنان و خانواده می‌باشد:

توسعه‌یافتگی، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و- تاریخی، متکی براصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملّی و انقلابی با تأکید برمردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مندی از امنیت اجتماعی و قضایی

• سیاست‌های کلی قانون برنامه چهارم توسعه

در سیاست‌های کلی برنامه چهارم توسعه در دو بخش فرهنگی، علمی و فناوری و نیز امور اجتماعی، سیاسی، دفاعی و امنیتی به مقوله آزادی‌های مشروع، حمایت از مؤسسات و خیریه‌ها در امر مبارزه با فقر و همچنین مشارکت‌های مردمی به شرح ذیل اشاره شده است:

امور فرهنگی، علمی و فناوری

تلاش در جهت تبیین و استحکام مبانی مردم‌سالاری دینی و نهادینه کردن آزادی‌های مشروع از طریق آموزش، آگاهی بخشی و قانونمند کردن آن.

امور اجتماعی، سیاسی، دفاعی و امنیتی

ایجاد نظام جامع تأمین اجتماعی برای حمایت از حقوق- محرومان و مستضعفان و مبارزه به فقر و حمایت از نهادهای عمومی و مؤسسات و خیریه‌ها با رعایت ملاحظات دینی و انقلابی.
گسترش و عمق بخشیدن به روحیه تعاون و مشارکت- عمومی و بهره‌مند ساختن دولت از همدلی و توانایی‌های عظیم مردم.

بررسی نحوه رشد کمی، کیفی و کارکردهای مثبت سازمان‌های سازمان مردم نهاد زنان
چنانچه سازمانهای مردم نهاد یک فرصت راهبردی برای تحقق آرمانهای نظام، برقراری عدالت، و توسعه تلقی شوند لذا به‌عنوان یک مبحث استراتژیک از اهمیت برخوردار خواهند بود. بنابراین برنامه‌ریزی و توجه به این‌گونه تشکل‌ها در سیاست دولت مدنظر قرار گرفت و پس از تصویب قانون برنامه سوّم توسعه در سال 1379، دولت موظف گردید تا «برای بهره‌گیری از خدمات مختلف اجتماعی زنان در زمینه‌های مالی، حقوقی، مشاوره‌ای، آموزشی و ورزشی طرح‌های لازم را با اولویت‌ قائل شدن برای زنان مناطق توسعه نیافته و کمتر توسعه یافته و گروه‌های محروم جامعه در زمینه حمایت از تشکیل سازمان‌های غیردولتی تهیه و برحسب مورد به دستگاه‌های اجرائی یا دولت منعکس کند تا پس از تصویب از طریق دستگاه‌های ذیربط اجرا شوند».

با حمایتی که از سوی دولت صورت گرفت از اواسط دهة 70 انواع سازمانهای مردم نهاد زنان رشد فزاینده‌ای پیدا کرد. در همین زمان تا پایان سال 1375، حدود 55 سازمان مردم نهاد زنان فعالیت می‌نمودند که این تعداد تا اوّل سال 1386 به 800 سازمان مردم نهاد افزایش یافت. (گزارش مرکز آمار و اطلاعات شورای فرهنگی اجتماعی زنان ایران(.

موضوع فعالیت این سازمانها به 14 موضوع فرهنگی ـ هنری، ورزش و سرگرمی، آموزش و پژوهش، بهداشت و درمان، محیط‌زیست، حرفه‌آموزی و اشتغال‌زایی، حقوقی، مذهبی، صندوق اعتباری، جوانان، حمایت‌ها و خدمات اجتماعی، آسیب‌ اجتماعی، و شبکه‌های تخصصی تقسیم شده است، سازمان‌های یاد شده عمدتاً برحسب ضرورت و نیازهای جامعه تشکیل شده و در جهت رفع کمبودها و معضلات جامعه قدم برمی‌دارند.

ساختار سازمان‌های مردم نهاد در ایران همچون بسیاری از تشکل‌ها در سراسر دنیا دارای نظرگاه و ویژگی‌های زنانه است. یعنی حرکت این سازمان‌ها تدریجی، صلح‌آمیز و عاطفه محور است. چنانچه که در جدول فوق نیز می‌توان دریافت که زنان به فعالیت‌های فرهنگی و خیریه‌ای توجه بیشتری دارند و بیشتر در جهت رفع نیازهای خدماتی گام برداشته‌اند.

ترکیب جنسی هیأت‌های مؤسس و مدیره در سازمانهای مردم نهاد ایران
بخش عمده‌ای از سازمانهای مردم نهاد را زنان تأسیس کرده‌اند (2/46 درصد) و 7/32 درصد از اعضای هیأتهای مؤسس آنها ترکیبی از زن و مرد بوده است. مردان تنها مؤسس 1/21 درصد از سازمان دولتی در ایران بوده‌اند. در سالهای اخیر، افزایش قابل توجهی در تعداد سازمانهایی که هیأتهای مؤسس آنها ترکیبی از زن و مرد یا صرفاً زن بوده است، دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که بیش از نصف سازمانهای مردم نهاد زنان و بیش از نصف سازمانهایی که مؤسسشان ترکیبی از زن و مرد بوده است، در سالهای 1376-1379 تأسیس شده‌اند؛ این روند از شدت گرفتن مشارکتهای زنان در سالهای اخیر حکایت می‌کند.



ویژگی‌های سازمان‌های مردم نهاد زنان

غیرانتفاعی بودن

این سازمانها با انگیزة سودجویی شکل نگرفته‌اند و در پی کسب سود برای اشخاص یا دسته‌های خاص نیستند. هر چند سازمانهای مردم نهاد می‌توانند در فعالیتهای بازرگانی مشارکت کرده تولید سود و سرمایه کنند، امّا سود و سرمایة آنها باید صرفاً برای اجرای مأموریت سازمان به مصرف رسد یا در سازمان سرمایه‌گذاری شود.

اعتمادسازی و سهولت ارتباط

از ویژگی‌های سازمان‌های مردم نهاد زنان ایجاد اعتماد در بین گروه مخاطبین خود است. به لحاظ ساختار مردمی تشکل، گروه هدف به راحتی و بدون قیود رسمی که معمولاً در سازمان‌های دولتی مشاهده می‌شود، می‌تواند با تشکل ارتباط برقرار نماید. سهولت دسترسی و عضویت در یک سازمان مردم نهاد از جمله نکات مثبت و قابل توجه در حوزه کارآیی و ارتباط مستقیم با مسائل و موضوعات جامعه است.

جذب اقشار مختلف زنان جامعه

از آنجایی که در سازمان‌های مردم نهاد زنان طیف وسیعی از فعالیت‌ها وجود دارد، گروههای مختلف زنان، از جمله دانشجویان، متخصصین، هنرمندان، خانه‌دار و.... امکان جذب و تمرین شرکت در مجموعه‌ای سازمانی و هدف‌مند را پیدا می‌کنند که در بحث حُضور فعّال زنان در اجتماع و خروج از انزوا می‌تواند از جایگاه مهمی برخوردار باشد. چنانچه سازمان‌های مردمی تقویت و توسعه یابد می‌توانند با جذب جمعیت جویای کار، تحصیل‌کرده و بازنشستگان در عرصه اشتغال‌زایی به ابزاری کارآمد برای تبدیل‌ساز کارهای اقتصادی خواهند بود و به مثابه یک تعدیل کننده عرضه و تقاضای نیروی کار عمل نمایند.

نقش نظارتی و احقاق حقوق زنان

دریک نظام مردمسالار دینی، سازمانهای مردم نهاد می توانند نقش نظارتی بر اجرای صحیح قوانین و مقررات داشته باشند و با بهره گیری از ارتباطات سارمانی برای ارتقاءسطح کیفی وضعیت جامعه گامهایی مؤثر بردارند. از طریق سازمانهای مردم نهاد، مطالبات به حق و منطقی، فرهنگی، اجتماعی و حقوقی زنان به روش کارشناسانه به گوش مسئولین و سیاستگذاران خواهد رسید و زمینه پیشرفت و بهبود وضعیت و رفع مشکلات و مسائل زنان فراهم خواهد آمد.

سازمان‌های مردم نهاد در احیاء مباحث و اولویت‌بندی آنان با ایجاد نظامی هماهنگ و مشخص می‌توانند نیازها و خواست‌های قشر زنان را با نمود مطلوب‌تری مطرح و در پی راهکارهای اساسی باشند. حتی در سطحی بالاتر با فرهنگ‌سازی این تشکل‌ها می‌توان موضوعات جدیدی را برای بهبود وضعیت و جایگاه زنان ترسیم نمود تا حساسیت‌ها در مرحله انگیزشی، روحی و ذهنی جامعه ایجاد شود.

توانمندسازی زنان

مبحث دیگری که در چارچوب فعالیت‌های سازمان‌های مردم نهاد زنان قرار می‌گیرد، توانمندسازی زنان است. مفهوم توانمندسازی از چند بُعد قابل بررسی است و می‌توان 5 اولویت را برای آن در نظر گرفت: رفاه، دسترسی به منابع اطلاعاتی، افزایش سطح آگاهی سیاسی، اجتماعی و بهداشتی، مشارکت در ساختارهای مدیریتی و خودسازی به منظور رشد معنوی و روحی، در شرایط کنونی، معمولاً تعاریف متعددی برای توانمندسازی ارائه می‌شود. توانمندسازی فرآیندی است که افراد مهارت‌هایی را برای پیشرفت و غلبه برمشکلات کسب می‌کنند که هر چه توانایی فرد بیشتر باشد تسلط وی بر خود و عوامل محیطی بیشتر شده و می‌تواند به سطحی از توسعه فردی دست یابد


منبع:سایت معاونت زنان ریاست جمهوری

برچسب ها:زنان در جامعه ،

روزجهانی "اموجی‌ها" امسال در تسخیر زنان / شکلک‌هایی که مشاغل زنان را معرفی می‌کند

سه شنبه 29 تیر 1395
18:59
امیرحسین ستوده بیدختی
امروز روز جهانی اموجی‌ها بود و شاید بزرگترین تفاوت امسال با سال‌های قبل در دنیای اموجی‌ها، طراحی و انتشار این شکلک ‌هاست که زنان را مشاغل مخلف نشان می دهد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از دویچه‌وله، کمپانی گوگل از ایجاد تحولاتی در اموجی‌ها برای ایجاد برابری جنسیتی در دنیای تکنولوژی خبر داد. اموجی‌های جدید قرار است زنان بیشتری را در موقعیت‌های شغلی یا فعالیت‌هایی نظیر ورزش نمایش دهند.

بیش از ۹۰ درصد جمعیت آن‌لاین جهان از اموجی‌ها یا همان شکلک‌ها استفاده می‌کنند، صورتک‌ها و آدمک‌هایی که قرار است منتقل کننده‌ی احساس کاربران نظیر غم یا شادی یا گزارشی از فعالیت‌های آن‌ها باشد. برای مثال آدمکی که در حال دویدن است می‌تواند بی آن‌که کاربر مجبور به استفاده از کلمات باشد، نشان‌دهنده‌ی فعالیت او باشد. اما مشکل این‌جا است که بیش‌تر این آدمک‌ها که در حال انجام فعالیتی هستند، نظیر آدمکی که پلیس است یا آدمک‌های ورزشکار، مرد هستند. زنان در دنیای اموجی‌ها بیش‌تر در حال شانه زدن مو هستند یا با تور سفید عروسی یا با تاجی بر سر دیده می‌شوند. حالا کمپانی گوگل، یکی از غول‌های دنیای تکنولوژی جهان، در آستانه روز جهانی اموجی (۱۷ ژوئیه) اعلام کرده که فکری برای این نابرابری کرده است.

کمپانی گوگل روز پنج‌شنبه گذشته با اعلام این‌که تا کنون به تنوع در میان زنان و توانمندسازی دختران جوان از طریق اموجی‌ها کم‌تر توجه شده است از طراحی اموجی‌های جدید خبر داد. کمپانی گوگل در پستی وبلاگی اعلام کرد در حالی که اموجی‌ها مردان را بیش‌تر در موقعیت‌های شغلی و فعالیت‌های گوناگون نشان می‌دهند، زنان را در موقعیت‌های شغلی یا در حال انجام فعالیت‌هایی نظیر ورزش به نمایش نمی‌گذارند. گوگل روز پنج‌شنبه اعلام کرد که تا کنون اموجی‌ها نتوانسته‌اند نمایشگر زندگی زنان و "نقش محوری‌" باشد که آن‌ها در جهان امروز ایفا می‌کنند.
http://images.khabaronline.ir/images/2016/7/position50/16-7-17-183114emoji_equality-600x394-245x200.jpg

گوگل در پستی که در وبلاگ رسمی خود منتشر کرد، نوشت که در ماه مه امسال طرحی را برای افزودن اموجی‌هایی برای نمایش زنان در مشاغل مختلف به کمیته فنی یونی‌کد ارایه داده بود. بر این اساس از آن زمان گوگل و این کمیته برای طراحی اموجی‌های جدید همکاری داشته‌اند. به گزارش گوگل روز پنجشنبه یونی‌کد بر سر ۱۱ اموجی جدید که زن‌ها (و در برخی موارد مردان) را در موقعیت‌های شغلی نشان می‌دهد با گوگل به توافق نهایی رسیده است. این اموجی‌ها افراد را با رنگ‌های پوست مختلف نشان می‌دهند بنابراین تنوع‌شان به بیش از ۱۰۰ مورد خواهد رسید.

یونی‌کد همچنین قرار است تعداد زن‌ها و مردها را به طور کلی به ۳۳ مورد افزایش دهد. از آن میان زنان در حال فعالیت‌هایی نظیر دوچرخه‌سواری یا دویدن که قبلا صرفا متعلق به مردان بود به اموجی‌ها افزوده خواهند شد. مردان نیز در موقعیت‌هایی نظیر کوتاه کردن موی سر که قبلا صرفا اموجی زن آن موجود بود نمایش داده خواهند شد.

این تغییرات به این معنی است که بالاخره کاربران خواهند توانست از اموجی‌هایی که در آن‌ها زنان در آن‌ها کشاورز، دانشمند، مهندس کامپیوتر، تاجر و ... هستند استفاده کنند. گوگل در وبلاگ خود نوشته است که اموجی‌های جدید بخشی از تلاش این کمپانی برای نمایش بهتر زنان در دنیای تکنولوژی است.

گوگل همچنین اعلام کرده است که در آستانه روز اموجی، پروژه بزرگ Made with Code که برای فعال کردن بیش‌تر دختران در جهان تکنولوژی است، طرحی را ارایه کرده است که به دختران آموزش می‌دهد چطور برای ساخت اموجی‌ها کدنویسی کنند.

گوگل اعلام کرده است که این اموجی‌ها به نسخه‌های جدید سیستم عامل اندروئید و همچنین به دیگر سیستم‌های عامل‌ افزوده خواهد شد چرا که یونی‌کد در پی آن است که این اموجی‌های جدید در بیش‌تر گوشی‌ها قابل دسترسی باشند.
منبع:خبرآنلاین

ارسال شده در:حضور زنان در جامعه،
برچسب ها:اموجی ،گوگل ،زنان ،

زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry - مطالب تیر 1395


زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry - مطالب تیر 1395,سایت زنان در صنعت ساخت با هدف پرداختن به مسائل حوزه زنان در صنعت ساخت شروع به فعالیت نموده است،سعی بر آن است که مطالب در دسته بندی هایی همچون؛ اخبار مربوطه، مقالات، نظر کارشناسان، معرفی زنان موفق، مشکلات زنان در صنایع دیگر، فعالیت زنان در صنعت ساخت و ساز دیگر کشورها و موارد مشابه جهت افزایش آگاهی عمومی باشد.
این سایت به صورت دانشجویی اداره شده و به عنوان بخشی از تحقیقات دانشجویی در دوره کارشناسی ارشد جهت بحث و تبادل نظر با صاحب نظران و خبرگان این حوزه فعالیت مینماید.
باتشکر
محقق:اعظم کریمی محمد آبادی
انتشار اخبارهای مرتبط در سایت ها و وبلاگ ها:امیرحسین ستوده بیدختی
زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|