تبلیغات
زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry - مطالب مشکلات زنان در صنعت ساخت

زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry

منوی اصلی

جستجو

آخرین عناوین

زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry


موسسه محک
اهداء عضو

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری سقف شیشه ای یک استعاره قدیمی است و تقریباً در کشورهای مختلف دنیا چنین باوری در زمینه جایگاه مدیریتی زنان وجود دارد. به گزارش سرویس بین الملل معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری بنا به تعریف های رایج از موانع غیرقابل مشاهده و غیرقابل نقض شدن که جلوی پیشرفت زنان را در محیط های کاری می گیرد، به عنوان سقف شیشه ای یاد می شود. اصطلاح سقف شیشه ای در دهه 1980 میلادی به یک روند رایج محیط های کاری در بسیاری از کشورهای دنیا تبدیل شد زمانی که دنیای کار بسیار متفاوت بود. در آن زمان مشاغل عمودی بودند و کارکنان معمولاً در تمام طول فعالیت حرفه ای شان در یک سازمان یا شرکت باقی می ماندند. در نتیجه صحبت در مورد پیشرفت زنان در سطح هیات مدیره شرکت ها همانند پلکانی بود که می شد از آن بالا رفت اما هیچ کس به بالای آن نمی رسید. و به نظر می رسید سقفی وجود دارد که آنها را پایین نگه می دارد. امروز پس از گذشت بیش از چند دهه و با وجود بروز تحولات عمده در محیط های کار سازمانی بسیاری از زنان در اقصی نقاط جهان همچنان بر این باورند که در محیط های کاری یک سقف نامرئی وجود دارد که مانع از آن است تا زنان بتوانند از یک حدی بالاتر بروند. از گرایش به مردسالاری در انتصاب مدیران، باور به احساسی­تر و عاطفی­تر بودن زنان در محیط کار و موضع محتاطانه­تر آنها در موقعیت های تصمیم گیری به عنوان عواملی یاد می شود که باعث پایین بودن میزان رشد زنان در محیط های کاری می شود.

در این میان آنچه که در سال های اخیر از سوی محققان مدیریت رفتار سازمانی مطرح شده این است که این دیدگاه که سقف شیشه ای جلوی پیشرفت زنان را می گیرد قدیمی و غیردقیق است.

 بنا به گزارش روزنامه گاردین در بسیاری از موارد، زنان بخاطر سقف شیشه ای محدود نمی شوند بلکه تاثیر انباشتی از مسائل خرد روزمره است که همچون پنجره هایی شکسته مانع از آن می شود که آنها  بتوانند در محیط های کاری به رده های بالاتر ارتقا بیابند.

امروزه ترکیب جنسیتی برای ورود به مشاغل در جوامع مختلف منصفانه تر شده  اما به نظر می رسد  که سازمان ها و شرکت ها به تدریج استعدادهای زنان را کنار می گذارند. این یک روند درازمدت است و این گونه نیست که فقط یک مانع در یک مقطع زمانی خاص دیده شود. به عنوان مثال شرکت هایی را در نظر بگیرید که ترفیع های سالیانه ای دارند. وقتی زنان به هنگام ترفیع در مرخصی زایمان هستند این احتمال بیشتر وجود دارد که زنان این فرصت ها را از دست بدهند. فرصت های از دست رفته این چنینی می توانند مشاغل بسیاری از سازمان ها و شرکت ها را برای زنان غیرجذاب کند. چرا که به زنان این احساس را می دهد که آنها در محیط های کاری شان صرفاً به خاطر زن بودن شان نمی توانند به توان بالقوه خود دست یابند. در این شرایط برخی از زنان گزینه ترک سازمان را انتخاب می کنند نه به خاطر اینکه با سقف شیشه ای برخورد می کنند بلکه بخاطر اینکه فکر می کنند در کارشان موفق نیستند. در اینجا مسئولیت اصلی به گردن سازمان ها و سازوکارهایی است که آنها باید در زمینه احقاق حقوق کارکنان زن خود اتخاذ کنند.

در حوزه پیشگیری از جرم تئوری معروفی به نام رویکرد "پنجره های شکسته" وجود دارد. طبق این تئوری، جرایم کوچک نظیر شعارنویسی بر روی دیوارها و زباله ریختن در خیابان ها اگر مورد توجه قرار نگیرد در آینده بطور بالقوه می توانند به جرایم جدی منجر شوند.

اگر بخواهیم در فضای سازمانی از تئوری مذکور الهام بگیریم نتیجه این می شود که سازمان ها هیچ راهی جز بکار بستن اقدامات پیشگیرانه ندارند تا بتوانند از طریق حل مسائل روزمره و جزئی از بروز مشکلات بزرگ تر جلوگیری کنند.

در دنیای کسب و کارهای امروزی یک کارفرمای تیزبین نیروهای زن با استعداد را بکار می گیرد. با آنها در مورد رویاهای شغلی شان صحبت می کند و از این طریق اطمینان حاصل می کند که الگو و پروتکلی مدون در مورد فعالیت زنان در کسب و کارش وجود دارد و بدین ترتیب انعطاف پذیری در محیط کار به یک اصل تبدیل می شود.

سازمان های بانفوذ می دانند که ارتقای وجهه رهبران زن نقش مهمی در موفقیت کسب و کار ایفا می کند. شرکت هایی که در آنها در سطوح مدیریتی وجهه زنان بسیار قوی است، عملکرد بسیار بهتری دارند. علاوه براین، هیات مدیره هایی که در آنها تنوع جنسیتی وجود دارد، تاثیر مثبتی بر روی عملکرد سازمان می گذارند از جمله این تاثیرات می توان به رشد قوی بازار سهام این شرکت ها اشاره کرد.

برای دستیابی به منافع این چنینی در محیط کسب و کار، سازمان ها و شرکت ها باید راه طولانی را بپیمایند. به نظر می رسد که برای از بین بردن سقف شیشه ای و موانع پیشرفت زنان در محیط های کاری ابتدا باید پنجره های شکسته ای که پیشرفت حرفه ای زنان شاغل را مختل می کند تعویض کرد. وقتی این کار انجام شد، خواهیم دید که سقف ها آسان تر از تصورات رایج شکاف بر می دارند.  

منبع:    http://women.gov.ir


 نگاهی اجمالی به تاثیر کلیشه های جنسیتی بر مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب اسلامی

 
 از "اعطای حق رای" به زنان و حق انتخاب شدن، انتخاب کردن و ورود به عرصه مشارکت سیاسی بیش از پنج دهه می گذرد. این در حالی است که "برخورداری از حق رای و نمایندگی در پارلمان به تنهایی بیانگر مشارکت زنان در عرصه حیات سیاسی کشور نیست. آن چه به حقوق سیاسی زنان معنا می بخشد ایجاد جامعه مدنی است که به آن ها یاری می رساند تا خود را از حصار زندگی خانگی و محفلی که قرن ها است در آن زیست می کنند برهانند و محرومیت از کارورزی وکسب تجارب سیاسی را در حیطه اقتدار عمومی، خارج از حیطه اقتدار دولت جبران سازند (1). "برخی مفهوم مشارکت سیاسی را با شرکت در انتخابات و حضور در پای صندوق های رای برابر می دانند حال آن که شرکت درانتخابات تنها یکی ازمعرف های مشارکت های سیاسی و در عین حال از کم هزینه ترین اشکال مشارکت به شمار می رود. مشارکت و فعالیت زنان درعرصه سیاسی درسه سطح تحلیلی خرد ، میانی و کلان قابل بررسی است. در سطح کلان صرفه نظر از "کیفیت حضور" سهم زنان از کرسی های خانه ملت هرگز از 14 کرسی فراتر نرفته است (2)، تنها یک زن توانسته به عنوان وزیر در کابینه حضور یابد (3) و سهم زنان از مجلس خبرگان تاکنون تنها یک کرسی بوده است (4). به نظر می رسد هر چه از سطح خرد تصمیم گیری سیاسی یعنی شرکت درانتخابات به سمت مشارکت در سطح کلان تصمیم گیری و سطوح عالی مدیریت پیش می رویم، سهم نیمی از جامعه، یعنی زنان (5)، اگر نگوییم بی رنگ، اما بسیار کمرنگ می شود
 
از این رو پرسش ناگزیری مطرح است که براستی عامل یاعوامل بازدارنده ی مشارکت سیاسی زنان چیست؟ آیا این عوامل بازدارنده، ساختاری و ناشی از موانع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و قانونی جامعه ایران است یا این عوامل بازدارنده را باید در بطن جامعه زنان و در تاروپود اندیشه ی خود زنان جستجو کرد؟ آیا زن ایرانی نسبت به مشارکت سیاسی بی رغبت و بی انگیزه است و یا این که با وجود دغدغه های ابتدایی متعدد و متکثر و آلام متفاوت از قبیل مشکلات بهداشتی، سوء تغذیه، فقر، بیکاری، خشونت خانگی، اسید پاشی و... مشارکت سیاسی مطالبه "اساسی" او نیست ؟! آیا زن ایرانی مشارکت سیاسی را امری مردانه می پندارد و نسبت به توان سیاسی خود با شک و تردید به نظاره نشسته است؟! راه برون رفت از وضعیت فعلی چیست آیا تشکیل کمپین هایی مانند "تغییرچهره مردانه مجلس" می تواند به تغییر باورهای خود زنان نیز کمک کند؟! با توجه به گستردگی عوامل تاثیرگذار بر مشارکت سیاسی زنان، در این نوشتار سعی شده به تاثیر کلیشه های جنسیتی و نحوه جامعه پذیری زنان بر مشارکت سیلسی آنان پرداخته شود . به قول میل (6) شاید اگر جذاب واقع شدن در نظر مردان به ستاره راهنمای تعلیم و تریت زنان تبدیل نشده بود بی شک معجزه ای اتفاق افتاده بود
 
اگر با شنیدن کلماتی چون رئیس جمهور منتخب، نماینده منتقد مجلس، خبرنگار کنجکاو، پژوهشگر برتر، جراح زبردست و... اولین تصویری که در ذهن شما نقش بسته، تصویر یک مرد موفق است، شما نیز درگیر و گرفتار کلیشه های جنسیتی هستید! کلیشه های جنسیتی باورهای اجتماعی مشترکی هستند که قابلیت و ویژگی های خاصی را به "جنس" مرد و یا زن نسبت می دهند و بر پایه تفاوت هایی استوارند که نه برخاسته از طبیعت بلکه متاثر از فرهنگ و اجتماع (فرآیند جامعه پذیری) است. "در پاسخ به این سوال که چرا زنان در ساختار قدرت جمهوری اسلامی حضور اندکی دارند، نتایج پژوهشی (7) نشان می دهد که زنان بر اثر جامعه پذیری متفاوت و کلیشه های جنسیتی که در فرآیند جامعه پذیری از طریق نهادهایی مانند خانواده، رسانه های ارتباط جمعی، مدارس و نهادهای آموزشی به آن ها القا می شود، سیاست را حیطه ای مردانه تلقی می کنند و تمایلی به مشارکت سیاسی ،مخصوصا حضور در عرصه قدرت ندارند. به این ترتیب عدم تمایل زنان به حضور درعرصه قدرت، بیش از آن که ناشی از ساختار های حاکم بر جامعه باشد، نشات گرفته از جامعه پذیری متفاوت دختران و زنان ارزیابی می شود."
 
خانواده اولین نهادی است که جامعه پذیری کودکان و به خصوص جامعه پذیری بر اساس جنسیت از آن ریشه می گیرد. والدین در بسیاری از زمینه های رفتاری بین کودکان دختر و پسرتفاوت قائل می شوند یکی از حوزه های این تفاوت، تهیه و خرید وسایل بازی برای کودکان است. به طور عمده برای کودکان دختر، عروسک، سرویس آشپزخانه، چخ خیاطی و برای کودکان پسر ماشین، بازی های فکری و برقی خریداری میشود. همانطور که می بینیم این اسباب بازی ها در پسرها استعدادهایی غیر از توانایی انجام کارهای خانگی پرورش می دهد. همچنین به کودکان دختر آموزش داده می شود که زیبا، دلربا، مهربان، احساساتی، وابسته، قدردان و مطیع باشند. این درحالی است که از کودکان پسر انتظار می رود مستقل، رقابت طلب و سلطه جو باشند، در دعواهای کودکانه برای احقاق حقوق خود ایستادگی کنند، مرد باشند و حتی گریه نکنند! از این رهگذر است که در بزرگسالی واکنش به رقیب احساسی در مردان، غیرت و در زنان حسادت تعریف و باز تعریف می شود! بنابرین از همان عنفوان کودکی کلیشه ها برای مردان، اقتدار، توانمندی و فرصت های بهتر اجتماعی را به همراه دارند این در حالی است که دختران و زنان همواره در نقش همسری و مادری جامعه پذیر شده اند (8) و این دیدگاه در کاهش رفتار سیاسی زنان و ایجاد شکاف در مدیریت سیاسی به نفع مردان تاثیرگذار است

 

ماهنامه سرند، زنان در قدرت؟  نگاهی اجمالی به تاثیر کلیشه های جنسیتی بر مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب اسلامی هر عصری بنا به مقتضیات خود با مشخصه ای شناخته می شود، عصر حاضر نیز عصر ارتباطات است. از میان وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون به علت داشتن بیشترین مخاطب و قابلیت های تصویری می تواند در حضور زنان نقش موثرتری را ایفا کند. تلویزیون از طریق تصویری که از زن ارایه می دهد می تواند در کاهش یا افزایش حضور زنان در عرصه سیاست نقش مهمی را ایفا کند. حضور زنان در سریال های تلویزیونی و همچنین پیام های بازرگانی و تجاری بیشتر معطوف به نقش های سنتی چون همسری و مادری است. زنان به طور عمده مشغول جارو کردن، شستن ظرف ها و آشپزی نشان داده می شوند و از زنان فعال در حوزه اجتماع خبری نیست (9).  با این همه علاوه بر خانواده و رسانه ها کلیشه های جنسیتی بر محتوی و تصاویر کتاب های درسی نیز سایه افکنده است (10) تا آن جا که نگارنده به یاد می آورد همیشه کسی که با نان به خانه می آید، پدر است ونه مادر. رزمنده ای که شهید و یا اسیر می شود یا پدر است و یا برادر. دهقان فداکار هم یک مرد بوده و نه یک زن . در این میان  سهم زنان، "کوکب خانم" و سفره ای است که او برای مهمان های سرزده خود گسترانده است.بنابرین کلیشه های جنسیتی جامعه از طریق نهادهای جامعه پذیری مانند خانواده، رسانه و نهادهای آموزشی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و استیلای فرهنگ مرد سالارانه را امری کاملا طبیعی جلوه می دهد و زنان را بر پایه  ترسیم نقش های خاص همسری و مادری به انفعال می کشاند. در بحبوحه روزهای پر التهاب دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی طرح تغییر چهره مردانه مجلس از سوی جمعی از فعالان سیلسی و مدنی حوزه زنان با تشویق مشارکت هر چه بیشتر زنان و تشکیل کمپینی به همین نام مطرح شد

 

 
اعضای این کمپین برای پیشبرد اهداف خود بر آن شدند که در چارچوب سه کمیته به فعالیت بپردازند . کمیته "من کاندید می شوم " با تاکید بر محور حق انتخاب شدن زنان، "کمیته 50 کرسی برای زنان برابری طلب" با تاکید بر نهادینه کردن مطالبه افزایش سهم زنان از کرسی های مجلس در میان افکار عمومی و "کمیته کارت قرمز به کاندیداهای زن ستیز" با هدف افزایش آگاهی در جایگاه رای دهنده برای شناسایی و انتخاب نماینده بهتر (11).هر چند تشکیل کمپین هایی از این دست گامی بسیار مهم در جهت پیشبرد احقاق حقوق زنان از سوی فعالان جامعه مدنی است ولی به نظر مبرا از نقد نخواهد بود. نکته مهم آن است که مشارکت کمی زنان در پست های سیاسی لزوما به معنای فعالیت آنان به نفع زنان نیست. هر چند تکرار ملال اور است اما باز هم باید بر این نکته پای فشرد که علاوه بر استیلای فرهنگ مردسالاری بر تاروپود فکر و اندیشه جامعه، بخش مهمی از موانع پیش رو در عرصه مشارکت زنان به خود آن ها بازمی گردد و خواست و اراده خود آنان را برای بهبود موقعیت اجتماعی و سیاسی می طلبد

منبع: http://www.sarandmonthly.com/society-5.html


درحال حاضر عمده ترین چالش های موجود را می توان به شرح زیر دانست:
 1- امروزه زنان از محدوده سنتی نقش های خود درجامعه خارج شده و خواهان افزایش مشارکت اجتماعی و فرهنگی خود هستند.

2- پایین بودن نرخ های مشارکت فعالیت و اشتغال زنان درکل اقتصاد کشور، پوشش های بیمه ای آنان را بسیار محدود کرده است.

3- طی سال های اخیر نسبت به پذیرفته شدگان دختر در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به کل پذیرفته شدگان همواره افزایش یافته است. به نظر می رسد که نبود تناسب میان آموزش های آتی پذیرفته شدگان و کارکردهایی که جامعه برای ایشان در نظر گرفته است می تواند باعث ناهنجاری هایی در جامعه شود.

4- با توجه به آمارهای موجود درصد منتخبان زن در مجلس در سال های پس از انقلاب نسبت به پیش از انقلاب به مرور تمایل زنان برای تصمیم گیری های کشوری افزایش یافته است.

5- زنانه شدن فقر یکی از معضلاتی است که به دلیل پایین بودن میزان مشارکت اقتصادی زنان و درنتبجه پایین بودن سطح در آمد در این گروه و وابستگی اقتصادی زنان به مردان، بروز کرده است.

6- افزایش جرائم در بین زنان به علت حاکم بودن سنت های نادرست اجتماعی، نرخ پایین فعالیت زنان، پوشش ناکافی خدمات تأمین اجتماعی، پایین بودن سطح آگاهی ها، عدم تناسب، بین آموزش وسطح انتظارات جامعه و .. زمینه ساز این موضوع بوده است.


از اوایل قرن حاضر جهان با یک پدیده اجتماعی اقتصادی‏ به نام مشارکت اقتصادی زنان در مشاغل خارج از خانه روبه رو شده است. وضعیت اشتغال زنان در ایران مشابه با کشورهای در حال توسعه، در وضعیت مطلوبی نیست، همواره زنان فرصت های شغلی کمتری دارند و غالباً در بخش غیر رسمی با اندک دستمزد مشغول بکارند. در واقع می‏توان گفت، طبق آمار 1375، تنها 1/12% زنان ده ساله و بیشتر کشور از نظر اقتصادی فعالند که بیشترین فعالیت را در بخش خدمات (8/45%) و حدود 7/16% در بخش صنعت در گروه صنعت (ساخت)، اشتغال دارند. حدود 71% شاغلان بخش خدمات در گروه های آموزشی، بهداشت و مددکاری مشارکت دارند. بیشترین شاغلان زن در گروه حقوق بگیران قرار دارند (60%) و تنها 9/0% شاغلان کارفرما هستند. زنان شاغل بیشتر در نقاط شهری (56%) سکونت دارند و در گروه سنی 29ـ25 سال هستند و پس از آن گروه عمده‏ای مشغول ازدواج و پرورش فرزند و بطور کل امور خانواده می‏شوند. با توجه به اینکه نرخ فعالیت ایران نسبت به کشورهای دیگر بسیار پایین است: (6/43%). این امر در مورد زنان (15%)و در مورد فعالیت مردان (71%) است. نرخ بیکاری جمعیت نیز روزبه روز فزونی می‏گیرد بطوریکه حدود 1/26% جمعیت زنان فعال مناطق شهری بیکارند. نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده خصوصاً در سال های اخیر مرتباً رو به افزایش است. لذا تلاش جهت بهبود وضعیت فعلی و رهایی از مشکلات و موانع مسئولیتی جمعی است. متاسفانه تحقیقات و پژوهش های داخلی در زمینه کارآفرینی زنان، به دلیل نوپایی مبحث بسیار محدود است و از آنجا که حتی اشتغال زنان در ایران همواره با مسائلی مواجه بوده، طبیعتاً کارآفرینی زنان با مسائل فزاینده ای روبه رو است. فرایند کارآفرینی زنان را می‏توان ازابعاد متنوعی بررسی کرد وآن را متأثر از مجموعه عوامل فردی (انگیزه‏ها، ویژگی های شخصیتی و ویژگی های جمعیت شناختی)، محیطی (هنجارهای رایج در زمینه تقسیم کار، وجود نوعی مرزبندی طبیعی میان کار زنان و مردان، فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار  و...) و سازمانی دانست.

منبع: کارآفرینی زنان، خانه کارآفرینان ایران، karafarini.ir


امروز وقتی داشتم یك كتاب در مورد رهبری را مطالعه می كردم، یك فصل از كتاب كه مربوط به زنان در رهبری بود توجه ام را جلب كرد. بخاطر همین و به خاطر جلب رضایت خانم ها هم كه شده یك قسمت از این بخش را براتون می آرم.
زنان در نقش رهبری سازمان
امروزه زنان بصورت روزافزونی، نقش های مدیریتی را كه در گذشته در اختیار مردان بود را، ‌در اختیار خود می گیرند. امروزه ثابت شده است كه زنان می توانند مسئولیت های بزرگتری در سازمان بر عهده بگیرند. با این وجود چند توصیه است كه زنان باید در موقعیت رهبر به آنها توجه خاصی داشته باشند.
واقع گرا باشید: انتظار نداشته باشید كه خیلی راحت شما را رئیس خطاب كنند، ‌چون شما یك زن هستید. اگر می خواهید با مردان برابری كنید باید از نظر كاری با آنها همتراز باشید. این بدان معناست كه در كار خود غرق شوید و با هر شانسی كه روبرو می شوید، ‌مهارت خود را افزایش دهید.
منابع خود را بشناسید: آن چیزی كه برای مردان صحیح است برای زنان نیز صحت دارد. مسیر موفقیت برای زنان متفاوت از مردان نیست. بنابراین از هر منبعی برای افزایش مهارت های رهبری خود استفاده كنید.
بك مرشد پیدا كنید: یك مرشد، مربی یا دوست در هنگامیكه مسیر قدرت را طی می كنید، ‌میتواند برای شما حكم یك معلم خوب را داشته باشد.
بلند صحبت كنید: هیچ وقت سمت رهبری به یك آدم كم رو پیشنهاد نمی شود. همیشه بلند صحبت كنید تا مافوق شما و هم رده هایتان بفهمند كه فرد مصممی هستید. همچنین همیشه موفقیتهای قبلی خود را برای زیردستانتان گوشزد كنید.

توانایی های خود را نشان دهید: در صورتیكه برای پذیرش مسئولیت های بیشتر آمادگی دارید ولی احساس می كنید كه مافوق شما به توانایی هایتان اطمینان ندارد،‌ در همان ابتدا به وی بگویید كه كه شما فقط برای رهبری آماده نیستید بلكه آمادگی موفقیت را نیز دارید. میزان اطمینان شما از توانایی هایتان، نسبت مستقیم با اطمینان دیگران از توانایی های شما دارد.

منبع



  • image
  • image
  • image
  • image

سایت زنان در صنعت ساخت با هدف پرداختن به مسائل حوزه زنان در صنعت ساخت شروع به فعالیت نموده است،سعی بر آن است که مطالب در دسته بندی هایی همچون؛ اخبار مربوطه، مقالات، نظر کارشناسان، معرفی زنان موفق، مشکلات زنان در صنایع دیگر، فعالیت زنان در صنعت ساخت و ساز دیگر کشورها و موارد مشابه جهت افزایش آگاهی عمومی باشد.
این سایت به صورت دانشجویی اداره شده و به عنوان بخشی از تحقیقات دانشجویی در دوره کارشناسی ارشد جهت بحث و تبادل نظر با صاحب نظران و خبرگان این حوزه فعالیت مینماید.
باتشکر
محقق:اعظم کریمی محمد آبادی
انتشار اخبارهای مرتبط در سایت ها و وبلاگ ها:امیرحسین ستوده بیدختی
زنان در صنعت ساخت Woman in Architecture, Engineering and Construction (AEC) Industry
- امیرحسین ستوده بیدختی -

image

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امکانات سایت

زنان,صنعت ساختمان,نقش زنان در صنعت ساخت

تغییر تم


انتخاب رنگ تم

سبک کانتینر

انتخاب الگوی پس زمینه