تبلیغات
زنان در صنعت ساخت - مطالب حضور زنان در جامعه
زنان,صنعت ساختمان,نقش زنان در صنعت ساخت
زنان و فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی (مردم نهاد) 2
سه شنبه 29 تیر 1395 ساعت 23:32 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )


رشد و توسعه پایدار در هر کشور یکی از ضروریات غیرقابل انکار در دنیای امروز است. جوامع بشری با ایجاد همبستگی عمومی می‌توانند مسیر ایجاد ثبات و امنیت را هموار سازند و به تبع این پویایی سازو کارهای نظام‌مندی را ایجاد نمایند. در دنیای مدرن امروز بزرگترین و مهمترین نظامی که تعاملات کلان و سیاست‌گذاری‌های هر جامعه انسانی را برعهده دارد حکومت و سیستم دولتی می‌باشد.

در این نظام اهداف و آرمان‌های از پیش تعیین شده‌ای که منافع ملّی و بین‌المللی جامعه را در برداشته باشد در برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان مدنظر قرار می‌گیرد و مکانیزم‌های تولید و تسهیل روند دستیابی به وضعیت مطلوب طراحی می‌شود. در این میان همکاری و هماهنگی مجموعه‌های پژوهشی، برنامه‌ریزی و اجرایی که به‌صورت یک چرخه فعال می‌توانند روند مناسبی را در توسعه نظامهای اجتماعی ایجاد کنند، نقش مهمی را ایفا می‌نماید. وجود تشکیلات منظم و منسجم در برقراری ارتباط سازمانی و حفظ تداوم فعالیت، نیاز به بر هم کنش‌های متعدد اجتماعی دولت با مردم و بالعکس دارد تا بتواند با تعامل دو جانبه و شناسایی آرمان‌ها و نیازهای اجتماعی در شرایط بهینه‌سازی پایدار قرار گرفته که در نهایت به بستری برای رشد مادی و معنوی جامعه تبدیل شود.

لذا گروه‌بندی‌هایی که در سطح جامعه اتفاق می‌افتد این فرصت را برای افراد با هر نوع نگرش و منزلت اجتماعی ایجاد می‌نماید تا با انتخاب حوزه فعالیت خود متناسب با استعدادها و گرایش‌های ذهنی خود محیطی کارآمد و تأثیرگذار را ایجاد نمایند تا بتواند دایره نفوذ فردی‌اش را در یک فضای جمعی گسترش ببخشد.

از آنجایی که همه‌ی افراد جامعه نمی‌توانند در سیستم‌های دولتی جذب شده و به ارائه خدمت به جامعه بپردازند. و این کار به طور عملی و منطقی میسر نیست بنابراین در یک جامعه مردم‌سالار، اجتماعاتی جهت رفع نیازهای مردمی با ساختار سازمانی خاص شکل میگیرد. این تشکیلات در قالب یک سازمان مردم نهاد (NGO) پتانسیل خاصی را ایجاد می‌نماید که می‌تواند منشاء بسیاری از تحولات تأثیرگذار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باشد.

 

تعریف سازمان مردم نهاد

واژه سازمان مردم نهاد  (Non-Governmental Organization) برای نخستین بار توسط سازمان ملل متحد در سال 1945 در تبصره 71 فصل 10 اساسنامه این سازمان مطرح گردید و در سال 1950 همزمان با تشکیل شورای اجتماعی ـ اقتصادی سازمان ملل در بیانیه 288 این شورا سازمان‌های سازمان مردم نهاد به عنوان مشاوران اصلی مطرح شدند.

تعاریف متعددی از سازمان مردم نهاد ارائه شده است که در هر کشور بنابر فرهنگ، استراتژی‌های سیاسی و خواست‌ ملت‌ها، تفاوت‌هایی در تعریف و محدوده فعالیت‌های آنان مشاهده می‌شود. ولی رایج‌ترین مفهوم، تعریفی است که بانک جهانی ارائه داده است: «سازمان‌های خصوصی که برای رفع گرفتاری‌ها و آلام مردم، ارتقاء سطح زندگی و رفع فقر، حفظ محیط زیست، فراهم آوردن خدمات اساسی اجتماعی و توسعه ارتباطات ایجاد می‌شوند» . به طور کلی واژه «سازمان مردم نهاد » به سازمان‌هایی غیرانتفاعی و مستقل از دولت اطلاق می‌شود و معمولاً انتظاری که از تشکل‌های غیردولتی می‌رود ارزش محوری در ساختار نظام آن است که اهدافی غیراقتصادی و غیرمادی دارد و از شاخصه‌های کلیدی این‌گونه سازمان‌ها فعالیتهای داوطلبانه و خودجوش افراد جامعه می‌باشد. برطبق این تعریف NGOها به دو دسته عمده طبقه‌بندی می‌شوند:

 (1)عملیاتی

2) ) پیگیری و کمک‌رسانی

نوع اول شامل سازمان‌هایی است که هدفشان طراحی و بکارگیری روشهای توسعه‌ای و کاربردی است و نوع دوّم سازمان‌هایی را در برمی‌گیرد که بر روی ارتقای سیستمهای خدماتی و یا گونه خاصی از سیستم‌های اجتماعی تأثیر می‌گذارند.

تاریخچه سازمان‌های مردم نهاد در ایران

ایران با سابقه فرهنگ و تمدن کهن از دیر باز شاهد نمونه‌های همکاری مردم در قالب تشکیلاتی بوده است. پس از ورود اسلام به کشور ما آمیزه دو تفکر ایرانی و اسلامی به گونه خاصی از فرهنگ تبدیل شد که ظرفیت‌های مختلفی را ایجاد نمود. یکی از بارزترین نمونه‌های این موضوع در طول دوران تاریخ پس از اسلام تغییر رفتار انسانی، گسترش معنویت و انجام کار خیر بدون چشم‌داشت مادی است که درواقع می‌تواند اولین انگیزه فردی و گروهی برای انجام امور عام‌المنفعه و به اصطلاح امروزی حضور در یک سازمان غیردولتی با اهداف غیر انتفاعی باشد.

تشکل‌های اولیه مردمی را در ایران شاید بتوان هیأت‌ها و مجامع مذهبی و خیریه دانست که در دوره قبل از اسلام رواج داشته و با ورود فرهنگ ایثار محور اسلام به اوج خود رسیده است مؤسسات خیریه با پشتوانه عظیم دینی که مبتنی بر اعتماد و اعتقاد مردم است در ابتدا در مراکزی چون مساجد، تکایا تشکیل می‌یافتند و کاملاً خودجوش و مردمی ساماندهی می‌شدند. در حقیقت خیریه‌ها در ایران فعالیتی گسترده‌تر و تعریفی کامل‌تر از تعاریف مطرح شده در ادبیات بین‌المللی دارند. این گونه تشکل‌ها بخش بزرگی از سازمان مردم نهاد را در ایران تشکیل می‌دهند که با توجه به حساسیت مردم و دولت ایران اسلامی نسبت به محرومیت‌زدایی و تلاش در جهت بهبود معیشت برادر و خواهر ایمانی خود، از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند.

مجامع مذهبی و تشکل‌هایی که در این راستا در طول تاریخ در ایران ایجاد شده‌اند دارای کاربردهای چندگانه‌ای بوده‌اند خود به نوعی سازمانهایی مردم نهاد محسوب می‌شوند. این مجموعه‌ها علاوه برانجام و مدیریت مناسک مذهبی که عموماً به صورت دسته جمعی برگزار می‌گردد، به مباحث اجتماعی چون کمک به بهبود روابط افراد محله و شهر، ایجاد امنیت اجتماعی، امور خیریه و عام‌المنفعه و... نیز می‌پردازند. با تطورات اجتماعی در قرون اخیر در ایران گونه‌های دیگر تشکل‌های مردمی همزمان با دوران مشروطه و توسعه جریان‌های روشنفکری و سیاسی پدیدار گشت که مجموعه‌ای از انجمن‌های ادبی، خیریه، حزبی ـ سیاسی و علمی را در برمی‌گرفت.

سازمان‌های سازمان مردم نهاد زنان در بستر تاریخ

سابقه سازمانهای مردم نهاد زنان در ایران نیز به اواخر دوره قاجاریه و انقلاب مشروطه باز می‌گردد. بحران‌های اجتماعی حاصل از تشتت سیاسی و جنگ جهانی اوّل مانند بیماری‌های اپیدمیک، قحطی و بیکاری باعث می‌شد تا زنان به صورت گروهی درصدد رفع مشکلات برآیند و مؤسسات خیریه را تأسیس نمایند. از جمله می‌توان «مؤسسه خیریه ائمه(س)» و «انجمن خیریه بانوان ارامنه» اشاره نمود که در سال 1285 تأسیس شده‌اند. از جمله مشکلات دیگر آن زمان مسئله آموزش و تأسیس مدارس دخترانه بود که زنان مجبور بودند جلسات آموزش و تشکل‌ها را به صورت مخفیانه در منازل خود برگزار نمایند. در دوران انقلاب مشروطه نیز زنان دارای تشکل مستقل سیاسی به نام «اتحادیه غیبی زنان» و یک تشکل اجتماعی به نام «انجمن مخدرات وطن، انجمن نسوان ایران» بودند.

هر چند نظام بسته و مردسالارانه دوره قاجاریه و عرف جامعه آن روزگار زمینه پذیرش زنان در اجتماع را محدود می‌نمود امّا در دوره احمدشاه دولت مجبور به تأسیس «اداره معارف نسوان» شد تا به امور آنان رسیدگی نماید در همین زمان حضور و عضویت بانو صفیه یزدی در مقام مجتهد در هیأت نظارت بر قانون اساسی بسیار حائز اهمیت بوده است. خانم صفیه یزدی از بنیان‌گذاران انجمن مخدرات این انجمن را به منظور حمایت از طرح تحریم کالا و وام خارجی طرح‌ریزی نمود. این انجمن اقدامات نیکوکارانه متعددی چون نگهداری از ایتام و آموزش دختران نیز در دستور کار خود داشت. خانم یزدی در زمان مشروطیت مدرسه دخترانه عفتیه را در سال 1910 بنیانگذاری نمود و از اولین زنان تاریخ مشروطه بود که در مجامع عمومی در باب حقوق زنان سخنرانی می‌نمود و در سال 1289 بعنوان یکی از ناظران قانون اساسی معرفی گردید.

این روند تا دوره رضاشاه ادامه داشت ولی پیشرفت چشمگیری مشاهده نگردید. پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 سازمان‌های دولتی و غیردولتی زنان به حالت تعطیل و یا نیمه فعال درآمد تا اینکه در دهه 40 انجمن زنان ایران تأسیس شد که رفته رفته به حزب زنان ایران تبدیل شد. امّا با توجه به فضای کاملاً بسته سیاسی و کنترل شدید دولتی عملاً این حزب منحل گردید. فقط برخی انجمن‌های ادبی و خیریه غیردولتی مانند «جمعیت بانوان صلح‌جو»، «انجمن ملّی حمایت از زنان بی‌سرپرست» به کار خود کم و بیش ادامه می‌دادند. در طی سالهای 1355 تا 1357 با شدت گرفتن مبارزات انقلابی، زنان نیز دوشادوش مردان در گردهمایی‌ها و تشکل‌های مخفی سیاسی و اجتماعی سهم درخور توجهی داشته و توانستند انقلاب شکوهمند اسلامی را به سرانجام برسانند.

پس از انقلاب اسلامی در دوران جنگ تحمیلی نیز زنان در قالب گروههای مردمی در عرصه‌های پشتیبانی و خدمات درمانی و بهداشتی نقش مؤثری را ایفا نمودند که از بارزترین مشخصات این فعالیت‌ها خودجوش و داوطلبانه بودن آنها بود. زنان در این عرصه به‌عنوان پزشک و پرستار در قالب سازمانهای امدادرسان مردمی چون هلال‌احمر در جبهه‌های جنگ کمک شایانی به رسیدگی به وضعیت مجروحین جنگ (نظامی و غیرنظامی) نمودند. همچنین ایجاد گروههای دفاعی که بتوانند در صورت لزوم برای حفظ و حراست دین و میهن وارد عمل شوند نیز از اقدامات داوطلبانه زنان ایرانی در این دوران بود سازماندهی این داوطلبین در گروههایی چون بسیج و سپاه، پایه‌گذار مشارکت آنان در سیستم دفاعی کشور بود که تاکنون نیز این روند ادامه داشته است.

● انواع کارکردهای سازمان‌های غیردولتی در ایران

به طور کلی سازمانهای مردم نهاد زنان وضعیتی دوگانه دارند، برخی تشکل‌ها با اهدافی مربوط با موضوعات مبتلا‌به زنان جامعه پدید آمدند و برخی دیگر سازمان‌هایی هستند که موضوعات مختلفی چون محیط‌زیست، کودکان و.... را مدنظر قرار می‌دهند امّا هیأت مؤسس و بدنه اصلی سازمان را زنان تشکیل داده‌اند.

اگر چه سازمانهای مردم نهاد زنان در ایران با انگیزه و اهداف متفاوتی بوجود می‌آیند امّا می‌توان آنها را براساس وجوه اشتراک در دیدگاهها و کارکردها طبقه‌بندی نمود.

رویکرد- افزایش رفاه اجتماعی و اشتغال‌زایی

در این رویکرد زنان جزء اقشار آسیب‌پذیر اجتماع محسوب می‌شوند و برای تأمین نیازهای خاص آنان فعالیت‌هایی صورت می‌گیرد که به طور عمده حمایتی است. تشکیل سازمان‌ها و نهادهای خاص این قشر، ارائه خدمات بهداشتی، تغذیه و... با این رویکرد انجام می‌گیرد. لذا چنانچه وضعیت اقتصادی و معیشتی زنان، استقلال مالی، اشتغال و نقش آنان در تولید و خود اتکایی مدنظر باشد تشکل‌هایی ایجاد می‌شوند تا با جذب و توزیع ابزار کار و سرمایه و یا آموزش مهارت‌های خاص وضعیت معیشتی زنان را بهبود ببخشند. سازمان‌های کارآفرین، برخی مؤسسات خیریه‌ای و تعاونی‌ها در این گروه قرار می‌گیرند.

آموزش مهارت‌های شغلی و اشتغال‌زایی از جمله حوزه‌هایی است که بسیاری از سازمان‌های مردم نهاد خیریه‌ای و خدمات اجتماعی در آن فعال هستند. که این امر به توانمندسازی افراد، حفظ و تحکیم بنیان خانواده، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و خوداتکایی مالی مخاطبین و خانواده‌های تحت پوشش آنها منجر می‌شود. قالب گروه‌های مخاطب این قبیل تشکل‌ها را ایتام، زنان سرپرست خانوار، بدسرپرست، جوانان و خانواده‌های محروم و بی‌بضاعت تشکیل می‌دهند. لذا نقش و سهم سازمان‌های مردم نهاد خیریه‌ای و خدماتی را در زمینه حرفه‌آموزی و اشتغال‌زایی نمی‌توان نادیده گرفت.

رویکرد پژوهشی

بررسی وضعیت زنان در تمامی سطوح سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و مطالعه مباحث زیربنایی درخصوص زنان که از اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین نیاز اجتماعی خواهد بود، انگیزه فعالیت سازمان‌های دولتی و غیردولتی پژوهشی در این راستا است. این سازمانها که بطور عمده توسط بانوان فرهیخته کشور ایجاد می‌شوند می‌توانند به عنوان مراکزی استراتژیک جهت شناسایی اولویت‌ها، راهکارها و برنامه‌ریزیهای اصولی جهت دستیابی به وضعیت بهینه ‌باشند و می‌توانند حرکت و فعالیت‌های اجتماعی را ساماندهی نمایند.

رویکرد-  توسعه سیاسی و اجتماعی

در این رویکرد مباحثی چون نیازهای راهبردی، عدالت جنسی، رفع ظلم نسبت به زنان غربی است . بررسی فرصت‌های اجتماعی به منظور دستیابی به عدالت اجتماعی مدنظر است. توانمندسازی زنان در تمامی عرصه‌ها نیز از اهداف این دیدگاه می‌باشد.

رویکرد فرهنگی

از مهمترین نیازهای اساسی در هر کشور مبحث ارتقا و پویایی فرهنگی جهت تکامل مناسبات اجتماعی است. تولید زیرساخت‌های فرهنگی در شرایط حاضر نیاز به کنش‌های اجتماعی خواهد داشت که بتواند برخاسته از بطن مردم و متناسب با مذهب، عرف و سنن دیرین مرسوم در آن کشور باشد. زنان مسلمان ایران به‌عنوان یکی از ارکان فرهنگ‌ساز نیز با توجه به اهمیت موضوع و درک واقعیت جهان امروز با تشکیل کانونهایی که بتوانند در این راستا گام بردارند نقش مهمی را در عرصه توسعه فرهنگی ایفاد می‌نمایند. به‌گونه‌ای که میزان قابل توجهی از سازمانهای مردم نهاد زنان، با چنین هدفی ایجاد شده و فعالیت می‌کنند.

جایگاه سازمان‌های مردم‌ نهاد در مستندات قانونی کشور

• جایگاه سازمان‌های مردم نهاد در قانون اساسی
طبق اصل بیست‌وششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران احزاب، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده آزادند؛ مشروط به این که اصل استقلال، آزادی، وحدت ملّی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.

• سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی در افق 1404 شمسی

توجه به ویژگی‌های چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران از لحاظ تبیین جایگاه ویژه سازمان‌های مردم نهاد و تأثیر آنها در توسعه جامعه اسلامی راه‌گشای تهیه و تنظیم برنامه توسعه و توانمندسازی سازمان‌های مردم نهاد زنان و خانواده می‌باشد:

توسعه‌یافتگی، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و- تاریخی، متکی براصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملّی و انقلابی با تأکید برمردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مندی از امنیت اجتماعی و قضایی

• سیاست‌های کلی قانون برنامه چهارم توسعه

در سیاست‌های کلی برنامه چهارم توسعه در دو بخش فرهنگی، علمی و فناوری و نیز امور اجتماعی، سیاسی، دفاعی و امنیتی به مقوله آزادی‌های مشروع، حمایت از مؤسسات و خیریه‌ها در امر مبارزه با فقر و همچنین مشارکت‌های مردمی به شرح ذیل اشاره شده است:

امور فرهنگی، علمی و فناوری

تلاش در جهت تبیین و استحکام مبانی مردم‌سالاری دینی و نهادینه کردن آزادی‌های مشروع از طریق آموزش، آگاهی بخشی و قانونمند کردن آن.

امور اجتماعی، سیاسی، دفاعی و امنیتی

ایجاد نظام جامع تأمین اجتماعی برای حمایت از حقوق- محرومان و مستضعفان و مبارزه به فقر و حمایت از نهادهای عمومی و مؤسسات و خیریه‌ها با رعایت ملاحظات دینی و انقلابی.
گسترش و عمق بخشیدن به روحیه تعاون و مشارکت- عمومی و بهره‌مند ساختن دولت از همدلی و توانایی‌های عظیم مردم.

بررسی نحوه رشد کمی، کیفی و کارکردهای مثبت سازمان‌های سازمان مردم نهاد زنان
چنانچه سازمانهای مردم نهاد یک فرصت راهبردی برای تحقق آرمانهای نظام، برقراری عدالت، و توسعه تلقی شوند لذا به‌عنوان یک مبحث استراتژیک از اهمیت برخوردار خواهند بود. بنابراین برنامه‌ریزی و توجه به این‌گونه تشکل‌ها در سیاست دولت مدنظر قرار گرفت و پس از تصویب قانون برنامه سوّم توسعه در سال 1379، دولت موظف گردید تا «برای بهره‌گیری از خدمات مختلف اجتماعی زنان در زمینه‌های مالی، حقوقی، مشاوره‌ای، آموزشی و ورزشی طرح‌های لازم را با اولویت‌ قائل شدن برای زنان مناطق توسعه نیافته و کمتر توسعه یافته و گروه‌های محروم جامعه در زمینه حمایت از تشکیل سازمان‌های غیردولتی تهیه و برحسب مورد به دستگاه‌های اجرائی یا دولت منعکس کند تا پس از تصویب از طریق دستگاه‌های ذیربط اجرا شوند».

با حمایتی که از سوی دولت صورت گرفت از اواسط دهة 70 انواع سازمانهای مردم نهاد زنان رشد فزاینده‌ای پیدا کرد. در همین زمان تا پایان سال 1375، حدود 55 سازمان مردم نهاد زنان فعالیت می‌نمودند که این تعداد تا اوّل سال 1386 به 800 سازمان مردم نهاد افزایش یافت. (گزارش مرکز آمار و اطلاعات شورای فرهنگی اجتماعی زنان ایران(.

موضوع فعالیت این سازمانها به 14 موضوع فرهنگی ـ هنری، ورزش و سرگرمی، آموزش و پژوهش، بهداشت و درمان، محیط‌زیست، حرفه‌آموزی و اشتغال‌زایی، حقوقی، مذهبی، صندوق اعتباری، جوانان، حمایت‌ها و خدمات اجتماعی، آسیب‌ اجتماعی، و شبکه‌های تخصصی تقسیم شده است، سازمان‌های یاد شده عمدتاً برحسب ضرورت و نیازهای جامعه تشکیل شده و در جهت رفع کمبودها و معضلات جامعه قدم برمی‌دارند.

ساختار سازمان‌های مردم نهاد در ایران همچون بسیاری از تشکل‌ها در سراسر دنیا دارای نظرگاه و ویژگی‌های زنانه است. یعنی حرکت این سازمان‌ها تدریجی، صلح‌آمیز و عاطفه محور است. چنانچه که در جدول فوق نیز می‌توان دریافت که زنان به فعالیت‌های فرهنگی و خیریه‌ای توجه بیشتری دارند و بیشتر در جهت رفع نیازهای خدماتی گام برداشته‌اند.

ترکیب جنسی هیأت‌های مؤسس و مدیره در سازمانهای مردم نهاد ایران
بخش عمده‌ای از سازمانهای مردم نهاد را زنان تأسیس کرده‌اند (2/46 درصد) و 7/32 درصد از اعضای هیأتهای مؤسس آنها ترکیبی از زن و مرد بوده است. مردان تنها مؤسس 1/21 درصد از سازمان دولتی در ایران بوده‌اند. در سالهای اخیر، افزایش قابل توجهی در تعداد سازمانهایی که هیأتهای مؤسس آنها ترکیبی از زن و مرد یا صرفاً زن بوده است، دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که بیش از نصف سازمانهای مردم نهاد زنان و بیش از نصف سازمانهایی که مؤسسشان ترکیبی از زن و مرد بوده است، در سالهای 1376-1379 تأسیس شده‌اند؛ این روند از شدت گرفتن مشارکتهای زنان در سالهای اخیر حکایت می‌کند.



ویژگی‌های سازمان‌های مردم نهاد زنان

غیرانتفاعی بودن

این سازمانها با انگیزة سودجویی شکل نگرفته‌اند و در پی کسب سود برای اشخاص یا دسته‌های خاص نیستند. هر چند سازمانهای مردم نهاد می‌توانند در فعالیتهای بازرگانی مشارکت کرده تولید سود و سرمایه کنند، امّا سود و سرمایة آنها باید صرفاً برای اجرای مأموریت سازمان به مصرف رسد یا در سازمان سرمایه‌گذاری شود.

اعتمادسازی و سهولت ارتباط

از ویژگی‌های سازمان‌های مردم نهاد زنان ایجاد اعتماد در بین گروه مخاطبین خود است. به لحاظ ساختار مردمی تشکل، گروه هدف به راحتی و بدون قیود رسمی که معمولاً در سازمان‌های دولتی مشاهده می‌شود، می‌تواند با تشکل ارتباط برقرار نماید. سهولت دسترسی و عضویت در یک سازمان مردم نهاد از جمله نکات مثبت و قابل توجه در حوزه کارآیی و ارتباط مستقیم با مسائل و موضوعات جامعه است.

جذب اقشار مختلف زنان جامعه

از آنجایی که در سازمان‌های مردم نهاد زنان طیف وسیعی از فعالیت‌ها وجود دارد، گروههای مختلف زنان، از جمله دانشجویان، متخصصین، هنرمندان، خانه‌دار و.... امکان جذب و تمرین شرکت در مجموعه‌ای سازمانی و هدف‌مند را پیدا می‌کنند که در بحث حُضور فعّال زنان در اجتماع و خروج از انزوا می‌تواند از جایگاه مهمی برخوردار باشد. چنانچه سازمان‌های مردمی تقویت و توسعه یابد می‌توانند با جذب جمعیت جویای کار، تحصیل‌کرده و بازنشستگان در عرصه اشتغال‌زایی به ابزاری کارآمد برای تبدیل‌ساز کارهای اقتصادی خواهند بود و به مثابه یک تعدیل کننده عرضه و تقاضای نیروی کار عمل نمایند.

نقش نظارتی و احقاق حقوق زنان

دریک نظام مردمسالار دینی، سازمانهای مردم نهاد می توانند نقش نظارتی بر اجرای صحیح قوانین و مقررات داشته باشند و با بهره گیری از ارتباطات سارمانی برای ارتقاءسطح کیفی وضعیت جامعه گامهایی مؤثر بردارند. از طریق سازمانهای مردم نهاد، مطالبات به حق و منطقی، فرهنگی، اجتماعی و حقوقی زنان به روش کارشناسانه به گوش مسئولین و سیاستگذاران خواهد رسید و زمینه پیشرفت و بهبود وضعیت و رفع مشکلات و مسائل زنان فراهم خواهد آمد.

سازمان‌های مردم نهاد در احیاء مباحث و اولویت‌بندی آنان با ایجاد نظامی هماهنگ و مشخص می‌توانند نیازها و خواست‌های قشر زنان را با نمود مطلوب‌تری مطرح و در پی راهکارهای اساسی باشند. حتی در سطحی بالاتر با فرهنگ‌سازی این تشکل‌ها می‌توان موضوعات جدیدی را برای بهبود وضعیت و جایگاه زنان ترسیم نمود تا حساسیت‌ها در مرحله انگیزشی، روحی و ذهنی جامعه ایجاد شود.

توانمندسازی زنان

مبحث دیگری که در چارچوب فعالیت‌های سازمان‌های مردم نهاد زنان قرار می‌گیرد، توانمندسازی زنان است. مفهوم توانمندسازی از چند بُعد قابل بررسی است و می‌توان 5 اولویت را برای آن در نظر گرفت: رفاه، دسترسی به منابع اطلاعاتی، افزایش سطح آگاهی سیاسی، اجتماعی و بهداشتی، مشارکت در ساختارهای مدیریتی و خودسازی به منظور رشد معنوی و روحی، در شرایط کنونی، معمولاً تعاریف متعددی برای توانمندسازی ارائه می‌شود. توانمندسازی فرآیندی است که افراد مهارت‌هایی را برای پیشرفت و غلبه برمشکلات کسب می‌کنند که هر چه توانایی فرد بیشتر باشد تسلط وی بر خود و عوامل محیطی بیشتر شده و می‌تواند به سطحی از توسعه فردی دست یابد


منبع:سایت معاونت زنان ریاست جمهوری


برچسب‌ها: زنان در جامعه ,

روزجهانی "اموجی‌ها" امسال در تسخیر زنان / شکلک‌هایی که مشاغل زنان را معرفی می‌کند
سه شنبه 29 تیر 1395 ساعت 18:59 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )
امروز روز جهانی اموجی‌ها بود و شاید بزرگترین تفاوت امسال با سال‌های قبل در دنیای اموجی‌ها، طراحی و انتشار این شکلک ‌هاست که زنان را مشاغل مخلف نشان می دهد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از دویچه‌وله، کمپانی گوگل از ایجاد تحولاتی در اموجی‌ها برای ایجاد برابری جنسیتی در دنیای تکنولوژی خبر داد. اموجی‌های جدید قرار است زنان بیشتری را در موقعیت‌های شغلی یا فعالیت‌هایی نظیر ورزش نمایش دهند.

بیش از ۹۰ درصد جمعیت آن‌لاین جهان از اموجی‌ها یا همان شکلک‌ها استفاده می‌کنند، صورتک‌ها و آدمک‌هایی که قرار است منتقل کننده‌ی احساس کاربران نظیر غم یا شادی یا گزارشی از فعالیت‌های آن‌ها باشد. برای مثال آدمکی که در حال دویدن است می‌تواند بی آن‌که کاربر مجبور به استفاده از کلمات باشد، نشان‌دهنده‌ی فعالیت او باشد. اما مشکل این‌جا است که بیش‌تر این آدمک‌ها که در حال انجام فعالیتی هستند، نظیر آدمکی که پلیس است یا آدمک‌های ورزشکار، مرد هستند. زنان در دنیای اموجی‌ها بیش‌تر در حال شانه زدن مو هستند یا با تور سفید عروسی یا با تاجی بر سر دیده می‌شوند. حالا کمپانی گوگل، یکی از غول‌های دنیای تکنولوژی جهان، در آستانه روز جهانی اموجی (۱۷ ژوئیه) اعلام کرده که فکری برای این نابرابری کرده است.

کمپانی گوگل روز پنج‌شنبه گذشته با اعلام این‌که تا کنون به تنوع در میان زنان و توانمندسازی دختران جوان از طریق اموجی‌ها کم‌تر توجه شده است از طراحی اموجی‌های جدید خبر داد. کمپانی گوگل در پستی وبلاگی اعلام کرد در حالی که اموجی‌ها مردان را بیش‌تر در موقعیت‌های شغلی و فعالیت‌های گوناگون نشان می‌دهند، زنان را در موقعیت‌های شغلی یا در حال انجام فعالیت‌هایی نظیر ورزش به نمایش نمی‌گذارند. گوگل روز پنج‌شنبه اعلام کرد که تا کنون اموجی‌ها نتوانسته‌اند نمایشگر زندگی زنان و "نقش محوری‌" باشد که آن‌ها در جهان امروز ایفا می‌کنند.
http://images.khabaronline.ir/images/2016/7/position50/16-7-17-183114emoji_equality-600x394-245x200.jpg

گوگل در پستی که در وبلاگ رسمی خود منتشر کرد، نوشت که در ماه مه امسال طرحی را برای افزودن اموجی‌هایی برای نمایش زنان در مشاغل مختلف به کمیته فنی یونی‌کد ارایه داده بود. بر این اساس از آن زمان گوگل و این کمیته برای طراحی اموجی‌های جدید همکاری داشته‌اند. به گزارش گوگل روز پنجشنبه یونی‌کد بر سر ۱۱ اموجی جدید که زن‌ها (و در برخی موارد مردان) را در موقعیت‌های شغلی نشان می‌دهد با گوگل به توافق نهایی رسیده است. این اموجی‌ها افراد را با رنگ‌های پوست مختلف نشان می‌دهند بنابراین تنوع‌شان به بیش از ۱۰۰ مورد خواهد رسید.

یونی‌کد همچنین قرار است تعداد زن‌ها و مردها را به طور کلی به ۳۳ مورد افزایش دهد. از آن میان زنان در حال فعالیت‌هایی نظیر دوچرخه‌سواری یا دویدن که قبلا صرفا متعلق به مردان بود به اموجی‌ها افزوده خواهند شد. مردان نیز در موقعیت‌هایی نظیر کوتاه کردن موی سر که قبلا صرفا اموجی زن آن موجود بود نمایش داده خواهند شد.

این تغییرات به این معنی است که بالاخره کاربران خواهند توانست از اموجی‌هایی که در آن‌ها زنان در آن‌ها کشاورز، دانشمند، مهندس کامپیوتر، تاجر و ... هستند استفاده کنند. گوگل در وبلاگ خود نوشته است که اموجی‌های جدید بخشی از تلاش این کمپانی برای نمایش بهتر زنان در دنیای تکنولوژی است.

گوگل همچنین اعلام کرده است که در آستانه روز اموجی، پروژه بزرگ Made with Code که برای فعال کردن بیش‌تر دختران در جهان تکنولوژی است، طرحی را ارایه کرده است که به دختران آموزش می‌دهد چطور برای ساخت اموجی‌ها کدنویسی کنند.

گوگل اعلام کرده است که این اموجی‌ها به نسخه‌های جدید سیستم عامل اندروئید و همچنین به دیگر سیستم‌های عامل‌ افزوده خواهد شد چرا که یونی‌کد در پی آن است که این اموجی‌های جدید در بیش‌تر گوشی‌ها قابل دسترسی باشند.
منبع:خبرآنلاین


برچسب‌ها: اموجی , گوگل , زنان ,

زنان و فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی (مردم نهاد)
دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 23:27 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )
نویسنده : مریم فرهمند
کارشناس گروه بررسی مسائل زنان
پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی

پیشگفتار
رشد و توسعه پایدار در هر کشور یکی از ضروریات غیرقابل انکار در دنیای امروز است. جوامع بشری با ایجاد همبستگی عمومی می‌توانند مسیر ایجاد ثبات و امنیت را هموار سازند و به تبع این پویایی سازو کارهای نظام‌مندی را ایجاد نمایند. در دنیای مدرن امروز بزرگترین و مهمترین نظامی که تعاملات کلان و سیاست‌گذاری‌های هر جامعه انسانی را برعهده دارد حکومت و سیستم دولتی می‌باشد.
 
 در این نظام اهداف و آرمان‌های از پیش تعیین شده‌ای که منافع ملّی و بین‌المللی جامعه را در برداشته باشد در برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان مدنظر قرار می‌گیرد و مکانیزم‌های تولید و تسهیل روند دستیابی به وضعیت مطلوب طراحی می‌شود. در این میان همکاری و هماهنگی مجموعه‌های پژوهشی، برنامه‌ریزی و اجرایی که به‌صورت یک چرخه فعال می‌توانند روند مناسبی را در توسعه نظامهای اجتماعی ایجاد کنند، نقش مهمی را ایفا می‌نماید. وجود تشکیلات منظم و منسجم در برقراری ارتباط سازمانی و حفظ تداوم فعالیت، نیاز به بر هم کنش‌های متعدد اجتماعی دولت با مردم و بالعکس دارد تا بتواند با تعامل دو جانبه و شناسایی آرمان‌ها و نیازهای اجتماعی در شرایط بهینه‌سازی پایدار قرار گرفته که در نهایت به بستری برای رشد مادی و معنوی جامعه تبدیل شود.

لذا گروه‌بندی‌هایی که در سطح جامعه اتفاق می‌افتد این فرصت را برای افراد با هر نوع نگرش و منزلت اجتماعی ایجاد می‌نماید تا با انتخاب حوزه فعالیت خود متناسب با استعدادها و گرایش‌های ذهنی خود محیطی کارآمد و تأثیرگذار را ایجاد نمایند تا بتواند دایره نفوذ فردی‌اش را در یک فضای جمعی گسترش ببخشد.
از آنجایی که همه‌ی افراد جامعه نمی‌توانند در سیستم‌های دولتی جذب شده و به ارائه خدمت به جامعه بپردازند. و این کار به طور عملی و منطقی میسر نیست بنابر این در یک جامعه مردم‌سالار، اجتماعاتی جهت رفع نیازهای مردمی شکل می‌گیرد که با ساختار سازمانی خاص شکل می گیرد این تشکیلات در قالب یک سازمان غیردولتی (NGO)پتانسیل خاصی را ایجاد می‌نماید که می‌تواند منشاء بسیاری از تحولات تأثیرگذار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باشد.

تعریف سازمان غیردولتی
واژه سازمان غیردولتی (Non-Governmental Organization) برای نخستین بار توسط سازمان ملل متحد در سال 1945 در تبصره 71 فصل 10 اساسنامه این سازمان مطرح گردید و در سال 1950 همزمان با تشکیل شورای اجتماعی ـ اقتصادی سازمان ملل در بیانیه 288 این شورا سازمان‌های غیردولتی به عنوان مشاوران اصلی مطرح شدند.
تعاریف متعددی از سازمان‌های غیردولتی ارائه شده است که در هر کشور بنابر فرهنگ، استراتژی‌های سیاسی و خواست‌ ملت‌ها، تفاوت‌هایی در تعریف و محدوده فعالیت‌های آنان مشاهده می‌شود. ولی رایج‌ترین مفهوم، تعریفی است که بانک جهانی ارائه داده است: «سازمان‌های خصوصی که برای رفع گرفتاری‌ها و آلام مردم، ارتقاء سطح زندگی و رفع فقر، حفظ محیط زیست، فراهم آوردن خدمات اساسی اجتماعی و توسعه ارتباطات ایجاد می‌شوند» . به طور کلی واژه «سازمان غیردولتی» به سازمان‌هایی غیرانتفاعی و مستقل از دولت اطلاق می‌شود و معمولاً انتظاری که از تشکل‌های غیردولتی می‌رود ارزش محوری در ساختار نظام آن است که اهدافی غیراقتصادی و غیرمادی دارد و از شاخصه‌های کلیدی این‌گونه سازمان‌ها فعالیتهای داوطلبانه و خودجوش افراد جامعه می‌باشد. برطبق این تعریف NGOها به دو دسته عمده طبقه‌بندی می‌شوند:
1) عملیاتی
2) پیگیری و کمک‌رسانی
نوع اول شامل سازمان‌هایی است که هدفشان طراحی و بکارگیری روشهای توسعه‌ای و کاربردی است و نوع دوّم سازمان‌هایی را در برمی‌گیرد که بر روی ارتقاء سیستمهای خدماتی و یا گونه خاصی از سیستم‌های اجتماعی تأثیر می‌گذارند.

تاریخچه سازمان‌های غیردولتی در ایران
ایران با سابقه فرهنگ و تمدن کهن از دیر باز شاهد نمونه‌های همکاری مردم در قالب تشکیلاتی بوده است. پس از ورود اسلام به کشور ما آمیزه دو تفکر ایرانی و اسلامی به گونه خاصی از فرهنگ تبدیل شد که ظرفیت‌های مختلفی را ایجاد نمود. یکی از بارزترین نمونه‌های این تطور در طول دوران تاریخ پس از اسلام تغییر رفتار انسانی، گسترش معنویت و انجام کار خیر بدون چشم‌داشت مادی است که در واقع می‌تواند اولین انگیزه فردی و گروهی برای انجام امور عام‌المنفعه و به اصطلاح امروزی حضور در یک سازمان غیردولتی با اهداف غیر انتفاعی باشد.

تشکل‌های اولیه مردمی را در ایران شاید بتوان هیأت‌ها و مجمع‌های مذهبی و خیریه دانست که در دوره قبل از اسلام رواج داشته و با ورود فرهنگ ایثار محور اسلام به اوج خود رسیده است مؤسسات خیریه با پشتوانه عظیم دینی که مبتنی بر اعتماد و اعتقاد مردم است در ابتدا در مراکزی چون مساجد، تکایا تشکیل می‌یافتند و کاملاً خودجوش و مردمی ساماندهی می‌شدند. در حقیقت خیریه‌ها در ایران فعالیتی گسترده‌تر و تعریفی کامل‌تر از تعاریف مطرح شده در ادبیات بین‌المللی دارند. این گونه تشکل‌ها بخش بزرگی از سازمانهای غیردولتی را در ایران تشکیل می‌دهند که با توجه به حساسیت مردم و دولت ایران اسلامی نسبت به محرومیت‌زدایی و تلاش در جهت بهبود معیشت برادر و خواهر ایمانی خود، از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند.
 
مجمع‌های مذهبی و تشکل‌هایی که در این راستا در طول تاریخ در ایران ایجاد شده‌اند دارای کاربردهای چندگانه‌ای بوده‌اند خود به نوعی سازمانهایی مردم نهاد محسوب می‌شوند. این مجموعه‌ها علاوه برانجام و مدیریت مناسک مذهبی که عموماً به صورت دسته جمعی برگزار می‌گردد، به مباحث اجتماعی چون کمک به بهبود روابط افراد محله و شهر، ایجاد امنیت اجتماعی، امور خیریه و عام‌المنفعه و... نیز می‌پردازند. با تطورات اجتماعی در قرون اخیر در ایران گونه‌های دیگر تشکل‌های مردمی همزمان با دوران مشروطه و توسعه جریان‌های روشنفکری و سیاسی پدیدار گشت که مجموعه‌ای از انجمن‌های ادبی، خیریه، حزبی ـ سیاسی و علمی را در برمی‌گرفت.

سازمان‌های غیردولتی زنان در بستر تاریخ
سابقه سازمان‌های غیردولتی زنان در ایران نیز به اواخر دوره قاجاریه و انقلاب مشروطه باز می‌گردد. بحران‌های اجتماعی حاصل از تشتت سیاسی و جنگ جهانی اوّل مانند بیماری‌های اپیدمیک، قحطی و بیکاری باعث می‌شد تا زنان به صورت گروهی درصدد رفع مشکلات برآیند و مؤسسات خیریه را تأسیس نمایند. از جمله می‌توان «مؤسسه خیریه ائمه(س)» و «انجمن خیریه بانوان ارامنه» اشاره نمود که در سال 1285 تأسیس شده‌اند. از جمله مشکلات دیگر آن زمان مسئله آموزش و تأسیس مدارس دخترانه بود که زنان مجبور بودند جلسات آموزش و تشکل‌ها را به صورت مخفیانه در منازل خود برگزار نمایند. در دوران انقلاب مشروطه نیز زنان دارای تشکل مستقل سیاسی به نام «اتحادیه غیبی زنان» و یک تشکل اجتماعی به نام «انجمن مخدرات وطن، انجمن نسوان ایران» بودند.
 
هر چند نظام بسته و مردسالارانه دوره قاجاریه و عرف جامعه آن روزگار زمینه پذیرش زنان در اجتماع را محدود می‌نمود امّا در دوره احمدشاه دولت مجبور به تأسیس «اداره معارف نسوان» شد تا به امور آنان رسیدگی نماید در همین زمان حضور و عضویت بانو صفیه یزدی در مقام مجتهد در هیأت نظارت بر قانون اساسی بسیار حائز اهمیت بوده است. خانم صفیه یزدی از بنیان‌گذاران انجمن مخدرات این انجمن را به منظور حمایت از طرح تحریم کالا و وام خارجی طرح‌ریزی نمود. این انجمن اقدامات نیکوکارانه متعددی چون نگهداری از ایتام و آموزش دختران نیز در دستور کار خود داشت. خانم یزدی در زمان مشروطیت مدرسه دخترانه عفتیه را در سال 1910 بنیانگذاری نمود و از اولین زنان تاریخ مشروطه بود که در مجامع عمومی در باب حقوق زنان سخنرانی می‌نمود و در سال 1289 بعنوان یکی از ناظران قانون اساسی معرفی گردید.

این روند تا دوره رضاشاه ادامه داشت ولی پیشرفت چشمگیری مشاهده نگردید. پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 سازمان‌های دولتی و غیردولتی زنان به حالت تعطیل و یا نیمه فعال درآمد تا اینکه در دهه 40 انجمن زنان ایران تأسیس شد که رفته رفته به حزب زنان ایران تبدیل شد. امّا با توجه به فضای کاملاً بسته سیاسی و کنترل شدید دولتی عملاً این حزب منحل گردید. فقط برخی انجمن‌های ادبی و خیریه غیردولتی مانند «جمعیت بانوان صلح‌جو»، «انجمن ملّی حمایت از زنان بی‌سرپرست» به کار خود کم و بیش ادامه می‌دادند. در طی سالهای 1355 تا 1357 با شدت گرفتن مبارزات انقلابی، زنان نیز دوشادوش مردان در گردهمایی‌ها و تشکل‌های مخفی سیاسی و اجتماعی سهم درخور توجهی داشته و توانستند انقلاب شکوهمند اسلامی را به سرانجام برسانند.

پس از انقلاب اسلامی در دوران جنگ تحمیلی نیز زنان در قالب گروههای مردمی در عرصه‌های پشتیبانی و خدمات درمانی و بهداشتی نقش مؤثری را ایفا نمودند که از بارزترین مشخصات این فعالیت‌ها خودجوش و داوطلبانه بودن آنها بود. زنان در این عرصه به‌عنوان پزشک و پرستار در قالب سازمانهای امدادرسان مردمی چون هلال‌احمر در جبهه‌های جنگ کمک شایانی به رسیدگی به وضعیت مجروحین جنگ (نظامی و غیرنظامی) نمودند. همچنین ایجاد گروههای دفاعی که بتوانند در صورت لزوم برای حفظ و حراست دین و میهن وارد عمل شوند نیز از اقدامات داوطلبانه زنان ایرانی در این دوران بود سازماندهی این داوطلبین در گروههایی چون بسیج و سپاه، پایه‌گذار مشارکت آنان در سیستم دفاعی کشور بود که تاکنون نیز این روند ادامه داشته است.

پس از جنگ تحمیلی با کاهش فشارهای ناشی از جنگ و توجه جامعه به بحث نوسازی فیزیکی و اجتماعی، مبحث ایجاد سازمانهای غیردولتی به صورت جدی مطرح گردید زیرا احساس می‌شد که مردم باید نقش پررنگ‌تری در فضای اجتماعی و سازندگی کشور آن هم به صورت نظام‌مند و داوطلبانه، ایفا نمایند. لذا در آغاز دهه 70 سازمانهای مردم نهاد چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی رشد چشمگیری را نشان داده‌اند.

● ضرورت تشکیل سازمان‌های غیردولتی زنان
با شروع دوران باز سازی کشور پس از جنگ حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی از اهمیت بسزایی برخوردار گردید زیرا این جمعیت عظیم می‌توانستند با تأثیر بر مکانیزم‌های تصمیم‌گیری و اجرایی در جهت توسعه کشور حرکت نمایند.

در بررسی فعالیت‌ تشکل‌ها مشاهده می‌شود که این سازمان‌ها می‌توانند مدخل مناسبی برای نظم و انضباط اجتماعی، تجمیع علائق، جلوگیری از تشتت آراء و حرکت فردی باشند. در جامعه امروز دولتها سعی می‌کنند تا با سپردن بخشی از مسئولیت‌ها به بخش خصوصی هم از فشارهای مدیریتی و هزینه بر دولت کاسته شود و هم از سوی دیگر با مشارکت مردم شرایط رشد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای اقشار مختلف فراهم شود. در جمهوری اسلامی ایران نیز کوچک نمودن دولت و تبدیل حکومت از حالت تصدی‌گرایی به تسهیل‌گرایی که خواست مردم در سایه مشروعیت و حفظ ارزش‌های نظام و انقلاب است، فرآیندهای توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی شهروندان را امکان‌پذیر می‌نماید. یکی از این ابزارها وجود و تقویت سازمانهای مردم نهاد خواهد بود که با تمهیداتی که در تشکل‌های غیردولتی و در چارچوب نظام‌مند صورت می‌پذیرد می‌توان در جهت بالندگی و توانمندسازی زنان در عصر حاضر را فراهم نمود.

خودباوری زن مسلمان، حضور در تصمیم‌سازی‌های خرد و کلان جامعه به تناسب موضوع فعالیت سازمان غیردولتی، ایجاد اشتغال و فقرزدایی، حفظ روحیه انسان‌دوستی و ایثار در قالب سازمان‌های خیریه، عدالت‌خواهی و... از جنبه‌های مثبت ایجاد تشکل‌های غیردولتی زنان است و در چالش‌های اخلاقی و اجتماعی جهان امروز می‌تواند کارکرد حیاتی داشته باشد.

●انواع کارکردهای سازمان‌های غیردولتی در ایران
به طور کلی سازمان‌های غیردولتی زنان وضعیتی دوگانه دارند، برخی تشکل‌ها با اهدافی مربوط با موضوعات مبتلا‌به زنان جامعه پدید آمدند و برخی دیگر سازمان‌هایی هستند که موضوعات مختلفی چون محیط‌زیست، کودکان و.... را مدنظر قرار می‌دهند امّا هیأت مؤسس و بدنه اصلی سازمان را زنان تشکیل داده‌اند.
اگر چه سازمان‌های غیردولتی زنان در ایران با انگیزه و اهداف متفاوتی بوجود می‌آیند امّا می‌توان آنها را براساس وجوه اشتراک در دیدگاهها و کارکردها طبقه‌بندی نمود.

- رویکرد افزایش رفاه اجتماعی و اشتغال‌زایی
در این رویکرد زنان جزء اقشار آسیب‌پذیر اجتماع محسوب می‌شوند و برای تأمین نیازهای خاص آنان فعالیت‌هایی صورت می‌گیرد که به طور عمده حمایتی است. تشکیل سازمان‌ها و نهادهای خاص این قشر، ارائه خدمات بهداشتی، تغذیه و... با این رویکرد انجام می‌گیرد. لذا چنانچه وضعیت اقتصادی و معیشتی زنان، استقلال مالی، اشتغال و نقش آنان در تولید و خود اتکایی مدنظر باشد تشکل‌هایی ایجاد می‌شوند تا با جذب و توزیع ابزار کار و سرمایه و یا آموزش مهارت‌های خاص وضعیت معیشتی زنان را بهبود ببخشند. سازمان‌های کارآفرین، برخی مؤسسات خیریه‌ای و تعاونی‌ها در این گروه قرار می‌گیرند.

آموزش مهارت‌های شغلی و اشتغال‌زایی از جمله حوزه‌هایی است که بسیاری از سازمان‌های مردم نهاد خیریه‌ای و خدمات اجتماعی در آن فعال هستند. که این امر به توانمندسازی افراد، حفظ و تحکیم بنیان خانواده، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و خوداتکایی مالی مخاطبین و خانواده‌های تحت پوشش آنها منجر می‌شود. قالب گروه‌های مخاطب این قبیل تشکل‌ها را ایتام، زنان سرپرست خانوار، بدسرپرست، جوانان و خانواده‌های محروم و بی‌بضاعت تشکیل می‌دهند. لذا نقش و سهم سازمان‌های مردم نهاد خیریه‌ای و خدماتی را در زمینه حرفه‌آموزی و اشتغال‌زایی نمی‌توان نادیده گرفت.

رویکرد پژوهشی
بررسی وضعیت زنان در تمامی سطوح سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و مطالعه مباحث زیربنایی درخصوص زنان که از اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین نیاز اجتماعی خواهد بود، انگیزه فعالیت سازمان‌های دولتی و غیردولتی پژوهشی در این راستا است. این سازمانها که بطور عمده توسط بانوان فرهیخته کشور ایجاد می‌شوند می‌توانند به عنوان مراکزی استراتژیک جهت شناسایی اولویت‌ها، راهکارها و برنامه‌ریزیهای اصولی جهت دستیابی به وضعیت بهینه ‌باشند و می‌توانند حرکت و فعالیت‌های اجتماعی را ساماندهی نمایند.

-رویکرد توسعه سیاسی و اجتماعی
در این رویکرد مباحثی چون نیازهای راهبردی، عدالت جنسی، رفع ظلم نسبت به زنان غربی است . بررسی فرصت‌های اجتماعی به منظور دستیابی به عدالت اجتماعی مدنظر است. توانمندسازی زنان در تمامی عرصه‌ها نیز از اهداف این دیدگاه می‌باشد.
براساس آنچه که ذکر شد سازمان‌های غیردولتی سعی دارند تا مشارکت زنان را در تمامی حوزه‌های خصوصی و عمومی تحقق ببخشند و با شناسایی فرصت‌ها، ارتقاء و بهبود سطح زندگی زنان را سامان دهی کنند. سازمان‌های غیردولتی خیریه‌ای، کارآفرینی، خدماتی، پژوهشی، مشاوره‌ای، آموزشی و.... از نمود‌های این تشکل‌های مردمی در جهت دستیابی به اهداف یاد شده می‌باشند که ظرفیت‌سازی‌های متعددی را در این راستا ایجاد نموده‌اند.

رویکرد فرهنگی
از مهمترین نیازهای اساسی در هر کشور مبحث ارتقاءو پویایی فرهنگی جهت تکامل مناسبات اجتماعی است. تولید زیرساخت‌های فرهنگی در شرایط حاضر نیاز به کنش‌های اجتماعی خواهد داشت که بتواند برخاسته از بطن مردم و متناسب با مذهب، عرف و سنن دیرین مرسوم در آن کشور باشد. زنان مسلمان ایران به‌عنوان یکی از ارکان فرهنگ‌ساز نیز با توجه به اهمیت موضوع و درک واقعیت جهان امروز با تشکیل کانونهایی که بتوانند در این راستا گام بردارند نقش مهمی را در عرصه توسعه فرهنگی ایفاد می‌نمایند. به‌گونه‌ای که میزان قابل توجهی از سازمانهای مردم نهاد زنان، با چنین هدفی ایجاد شده و فعالیت می‌کنند.

جایگاه سازمان‌های مردم‌ نهاد در مستندات قانونی کشور
 
• جایگاه سازمان‌های مردم نهاد در قانون اساسی
طبق اصل بیست‌وششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران احزاب، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده آزادند؛ مشروط به این که اصل استقلال، آزادی، وحدت ملّی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.

• سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی در افق 1404 شمسی
توجه به ویژگی‌های چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران از لحاظ تبیین جایگاه ویژه سازمان‌های مردم نهاد و تأثیر آنها در توسعه جامعه اسلامی راه‌گشای تهیه و تنظیم برنامه توسعه و توانمندسازی سازمان‌های مردم نهاد زنان و خانواده می‌باشد:

- توسعه‌یافتگی، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی، متکی براصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملّی و انقلابی با تأکید برمردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مندی از امنیت اجتماعی و قضایی

• سیاست‌های کلی قانون برنامه چهارم توسعه
در سیاست‌های کلی برنامه چهارم توسعه در دو بخش فرهنگی، علمی و فناوری و نیز امور اجتماعی، سیاسی، دفاعی و امنیتی به مقوله آزادی‌های مشروع، حمایت از مؤسسات و خیریه‌ها در امر مبارزه با فقر و همچنین مشارکت‌های مردمی به شرح ذیل اشاره شده است:

امور فرهنگی، علمی و فناوری
تلاش در جهت تبیین و استحکام مبانی مردم‌سالاری دینی و نهادینه کردن آزادی‌های مشروع از طریق آموزش، آگاهی بخشی و قانونمند کردن آن.

امور اجتماعی، سیاسی، دفاعی و امنیتی
- ایجاد نظام جامع تأمین اجتماعی برای حمایت از حقوق محرومان و مستضعفان و مبارزه به فقر و حمایت از نهادهای عمومی و مؤسسات و خیریه‌ها با رعایت ملاحظات دینی و انقلابی.
- گسترش و عمق بخشیدن به روحیه تعاون و مشارکت عمومی و بهره‌مند ساختن دولت از همدلی و توانایی‌های عظیم مردم.

● بررسی نحوه رشد کمی، کیفی و کارکردهای مثبت سازمان‌های غیردولتی زنان
چنانچه سازمان‌های غیردولتی یک فرصت راهبردی برای تحقق آرمانهای نظام، برقراری عدالت، و توسعه تلقی شوند لذا به‌عنوان یک مبحث استراتژیک از اهمیت برخوردار خواهند بود. بنابراین برنامه‌ریزی و توجه به این‌گونه تشکل‌ها در سیاست دولت مدنظر قرار گرفت و پس از تصویب قانون برنامه سوّم توسعه در سال 1379، دولت موظف گردید تا «برای بهره‌گیری از خدمات مختلف اجتماعی زنان در زمینه‌های مالی، حقوقی، مشاوره‌ای، آموزشی و ورزشی طرح‌های لازم را با اولویت‌ قائل شدن برای زنان مناطق توسعه نیافته و کمتر توسعه یافته و گروه‌های محروم جامعه در زمینه حمایت از تشکیل سازمان‌های غیردولتی تهیه و برحسب مورد به دستگاه‌های اجرائی یا دولت منعکس کند تا پس از تصویب از طریق دستگاه‌های ذیربط اجرا شوند».

با حمایتی که از سوی دولت صورت گرفت از اواسط دهة 70 انواع سازمان‌های غیردولتی زنان رشد فزاینده‌ای پیدا کرد. در همین زمان تا پایان سال 1375، حدود 55 سازمان غیردولتی زنان فعالیت می‌نمودند که این تعداد تا اوّل سال 1386 به 800 سازمان غیر دولتی افزایش یافت. (گزارش مرکز آمار و اطلاعات شورای فرهنگی اجتماعی زنان ایران)
موضوع فعالیت این سازمانها به 14 موضوع فرهنگی ـ هنری، ورزش و سرگرمی، آموزش و پژوهش، بهداشت و درمان، محیط‌زیست، حرفه‌آموزی و اشتغال‌زایی، حقوقی، مذهبی، صندوق اعتباری، جوانان، حمایت‌ها و خدمات اجتماعی، آسیب‌ اجتماعی، و شبکه‌های تخصصی تقسیم شده است، سازمان‌های یاد شده عمدتاً برحسب ضرورت و نیازهای جامعه تشکیل شده و در جهت رفع کمبودها و معضلات جامعه قدم برمی‌دارند.

ساختار سازمان‌های غیردولتی در ایران همچون بسیاری از تشکل‌ها در سراسر دنیا دارای نظرگاه و ویژگی‌های زنانه است. یعنی حرکت این سازمان‌ها تدریجی، صلح‌آمیز و عاطفه محور است. چنانچه که در جدول فوق نیز می‌توان دریافت که زنان به فعالیت‌های فرهنگی و خیریه‌ای توجه بیشتری دارند و بیشتر در جهت رفع نیازهای خدماتی گام برداشته‌اند.

 ترکیب جنسی هیأت‌های مؤسس و مدیره در سازمانهای غیردولتی ایران
بخش عمده‌ای از سازمانهای غیردولتی را زنان تأسیس کرده‌اند (2/46 درصد) و 7/32 درصد از اعضای هیأتهای مؤسس آنها ترکیبی از زن و مرد بوده است. مردان تنها مؤسس 1/21 درصد از سازمان دولتی در ایران بوده‌اند. در سالهای اخیر، افزایش قابل توجهی در تعداد سازمانهایی که هیأتهای مؤسس آنها ترکیبی از زن و مرد یا صرفاً زن بوده است، دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که بیش از نصف سازمانهای غیردولتی زنان و بیش از نصف سازمانهایی که مؤسسشان ترکیبی از زن و مرد بوده است، در سالهای 1376-1379 تأسیس شده‌اند؛ این روند از شدت گرفتن مشارکتهای زنان در سالهای اخیر حکایت می‌کند. 



زنان در عرصه مدیریت
دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 22:24 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )

زنان در عرصه مدیریت
نویسنده : فتحی، لاله
چكیده
در این مقاله به اشتغال زنان به عنوان مدیر در كشور پرداخته شده است. برخی اطلاعات آماری در این زمینه ارائه می‌شود و دو پرسش در خصوص اشتغال زنان در عرصه مدیریت مطرح می‌گردد و براساس پژوهش‌های انجام شده به آنها پاسخ داده می‌شود. در پایان تعدادی راهكار برای فراهم آوردن زمینه اشتغال زنان در پست‌های مدیریتی ارائه می‌شود.
منبع : روزنامه همشهری،‌ یكشنبه 27 شهریور 1384، سال سیزدهم، شماره 3803، صفحه 10.
توضیح :
این مقاله در منبع مذكور با عنوان مدیریت زنان ارائه شده است كه در اینجا با هدف اشاره دقیق به موضوع مقاله، عنوان مشخص‌تری برای آن در نظر گرفته شده است.
كلیدواژه : زنان؛ مدیریت؛ مدیران زن؛ زنان مدیر
تاریخ جهان شاهد نقش بسیار عظیم و غیرقابل انكار زنان در حوادث گوناگون است. امروزه كه مباحث توسعه كشورهای جهان مطرح می‌باشد، نقش زنان در این فرآیند به شدت مورد توجه قرار گرفته است. برگزاری جلسات، سمینارها و كنگره‌های متعدد در خصوص جایگاه زنان و نقش آنان در توسعه حكایت از این موضوع حیاتی دارد.
با كمی دقت می‌توان دریافت كه برگزاری این گونه برنامه‌ها نشان از موضوع نه چندان خوشایند دیگری نیز دارد و آن این است كه تاكنون یا حداقل در سده‌های اخیر نقش زنان به عنوان نیمی از جمعیت جهان در حال توسعه نادیده گرفته شده كه این امر نشان از وجود تبعیضات و نابرابریهای جنسیتی در زمینه‌های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره دارد. جامعه انسانی از عدم حضور واقعی زنان در عرصه‌های مختلف لطمات جبران ناپذیری دیده و بدین خاطر در دو دهه اخیر درصدد جبران این نقیصه بر آمده است.
برای رسیدن به تعادل، برابری و رفع تبعیضات و در نتیجه توسعه بهتر و كاملتر جامعه، نیاز به آن است كه زنان بتوانند در فرآیند تصمیم‌گیری در سطوح مختلف جامعه شركت نمایند. خوشبختانه در بسیاری از كشورها این تلاش‌ها، موفقیت‌های چشمگیری را در پی داشته است. از آن جمله می‌توان به كشورهایی همچون نروژ، دانمارك و فنلاند اشاره نمود كه بیش از ۴۰ درصد مناصب تصمیم‌گیری در اختیار زنان است. متأسفانه در بسیاری از كشورهای جهان سوم این مسأله چندان شایان توجه نیست و تنها تعداد محدودی از زنان در پست‌های مدیریتی و مهم تصمیم‌گیری كشور قرار دارند. در ایران علیرغم آن كه قانون اساسی كشور راه را برای تصدی اكثر مناصب تصمیم‌گیری برای زنان باز گذاشته با این وجود تنها ۸/۲ درصد مشاغل مدیریتی در كشور به زنان اختصاص یافته است.
ممكن است برای خواننده این سؤال پیش آید كه به راستی چه ضرورتی به مدیریت زنان در بخش‌های گوناگون جامعه وجود دارد؟
در پاسخ به این سؤال بایستی اذعان داشت كه امروزه توانمندسازی زنان و مشاركت كامل آنان بر پایه برابری، در همه زمینه‌ها از جمله در فرآیند تصمیم‌گیری و مدیریت جامعه یكی از پیش نیازهای توسعه پایدار می‌باشد كه كشور ما سخت بدان نیازمند است. در جوامعی كه هنوز تعادل مطلوب و قابل قبول و مشاركت عادلانه زن و مرد در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم نشده و فرصت منصفانه بروز خلاقیت و استعداد انسانها برقرار نگردیده است و فرآیند توسعه آن گونه كه انتظار داشته‌اند موفق نبوده است. تداوم و شتاب توسعه هنگامی رخ خواهد داد كه زن و مرد و دوشادوش یكدیگر مسئولیت توسعه را بر عهده بگیرند.
از سوی دیگر كسب مشاغل مدیریتی توسط زنان علاوه بر آن كه زنان را در مقابله با تبعیضاتی چون معیارهای استخدامی نابرابر، دستمزدهای نابرابر، فرصتهای آموزشی حرفه‌ای نابرابر، دسترسی نابرابر به منابع تولیدی و امكانات نابرابر در ارتقای شغلی تواناتر می‌كند، سبب بالا رفتن اعتماد به نفس، كسب یك هویت مستقل و بهبود وضعیت و رشد اجتماعی آنان می‌شود كه كل جامعه از آن منتفع خواهد شد.
علاوه بر این، رشد دختران و زنان تحصیل كرده دانشگاهی و پیشی گرفتن آنان از مردان جامعه در چند ساله اخیر نمود پیدا كرده است كه لزوم بحث مدیریت زنان را بیش از پیش مطرح می‌سازد.
سؤال دیگر این است كه چرا علیرغم آن كه بستر قانونی این موضوع وجود دارد، به عنوان كشوری در حال توسعه نیازمند فعال شدن زنان جامعه هستیم و همه مسئولان نظام بر اهمیت این موضوع اذعان دارند اما در موضوع مدیریت زنان پایین ترین نرخ‌ها را داریم.
پاسخ این سؤال را می‌توان در معدود تحقیقاتی یافت كه در این زمینه در كشور صورت گرفته است. در تحقیقی كه در سال ۱۳۸۱ در مورد علل عدم دستیابی زنان به پست‌های مدیریتی در بین كاركنان و مدیران چند سازمان به انجام رسیده نشان می‌دهد كه اگر چه مدیران و كاركنان مورد پرسش و كارایی و قابلیت زنان در عرصه‌های مدیریتی و پست‌های بالای سازمانی واقفند اما تنها ۶ درصد از كاركنان مرد و پست مدیریت را برای زنان مناسب می‌دانند. ۳۰ درصد كارمندان مرد از این كه مافوقشان زن باشد احساس خوشایندی ندارند. اگر چه همه مدیران مورد پرسش بر این باور بودند كه زنان شایستگی لازم برای تصدی پست‌های بالای سازمانی را دارند اما بیش از ۸۰ درصد آنان مدیریت را كاری مردانه می‌دانند و بیش از ۵۰ درصد معتقدند كه مردان در كارهای مدیریتی موفق‌تر از زنانند و خلاقیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد كه عواملی همچون
مسئولیت‌ها و محدودیت‌های خانوادگی
تجربه كمتر زنان نسبت به مردان در این عرصه
فراهم نبودن شرایط لازم در جامعه، همچون نبود زنان در پست‌هایی چون وزارت و غیره
وجود برخی ویژگی‌های جنسیتی زنان
عدم تمكین كاركنان از مافوق خانم
اعتماد پایین تر زنان نسبت به مردان در این عرصه از نظر جمعیت نمونه
به عنوان مهمترین عوامل عدم به كارگیری زنان در پست مدیریتی برشمرده شده است.
به طور كلی ماحصل این تحقیق این بود كه اگر چه بسیاری از تصمیم‌گیران و افراد جامعه به قابلیت و توان زنان جامعه در عرصه مدیریتی واقفند اما به دلیل حاكم بودن «نگرش جنسیتی» در سازمان‌ها و ادارات مورد مطالعه، حتی در شرایط تخصصی برابر، برتری از آن مردان است.
البته گفتنی است كه حدود ۱۰درصد كاركنان زن مورد مطالعه نیز مدیریت را مردانه تلقی می‌كنند و حدود ۱۸ درصد بر این باورند كه زنان جامعه اعتماد و ریشه لازم جهت تصدی پست‌های بالای سازمان را ندارند.
اما سؤال اساسی دیگر این است كه به راستی ریشه وضعیت موجود، كلیشه‌ها و تصورات جنسیتی حاكم در كجاست؟ و چه عواملی سبب شده كه جامعه نتواند از این پتانسیل بالقوه جهت توسعه بیشتر استفاده كند؟
به طور كلی بسیاری از اندیشمندان اجتماعی، عوامل جامعه‌پذیری در هر جامعه را سه عامل خانواده، مدرسه و رسانه‌ها می‌دانند. با نگاهی گذرا در می‌یابیم كه این سه كارگزار عمده باعث تولید و باز تولید این گونه از نگاه‌‌ها در جامعه شده و می‌شوند چنان كه بسیاری از افراد وضعیت موجود در جامعه را امری طبیعی و عادی تصور می‌كنند.
در برخی از خانواده‌های پدرسالار ایرانی، نقش‌ها و رفتارها بر اساس معیارها و ارزش‌های مردانه پایه‌گذاری و الگوسازی شده است و این الگوسازی‌ها قادر به تشخیص و ارج نهادن به نقش اثر بخش زنان در سازمان و جامعه نیست.
این نوع خانواده‌ها زن را موجودی اندرونی، وابسته و مرد را موجودی بیرونی و مستقل بار می‌آورند. این فرهنگ تنها وظیفه و نقش زن را فرزندآوری، نگهداری كودكان، نظافت و پخت و پز ترسیم می‌نماید و فعالیت‌های زنان را تحت الشعاع وظایف خانوادگی قرار می‌دهد و در فعالیتهای سیاسی- اجتماعی نیز نقش زنان به میزان چشمگیری كاهش می‌یابد.
ویژگی‌های رفتاری منتسب و مثبت مردان به مراتب بیشتر از زنان، ویژگیهای اجتماعی‌تر و مبتنی بر هوش و ابتكار غالباً مختص مردان است و ویژگی‌های زنان عمدتاً فردی و غیر پویاست.
همانگونه كه نتایج نشان می‌دهد گاه برخی از الگوی جنسیتی حاكم بر كتب درسی و برنامه‌های آموزشی برداشت‌های سنتی را در اذهان تقویت می‌كند. این امر امكان دارد سبب شود تا دانش آموزان دختر كه زنان آینده جامعه هستند، نیروی خود را دست كم بگیرند و دارای شخصیتی فاقد خلاقیت و اعتماد به نفس شوند و به سوی پذیرش كارهای كم مهارت با وجهه اجتماعی پایین گرایش پیدا كنند. چنانكه گفته شد این عدم اعتماد به نفس در بعضی از زنان وجود دارد به نحوی كه حدود ۱۸ درصد كارهای مدیریتی را مختص مردان و مردان را در این زمینه موفق تر از زنان می‌دانند.
این طرز تفكر و نگرش كه ازبرخی از خانواده‌ها شروع می‌گردد سبب شده نه تنها مردان نگاه سنتی به زنان داشته باشند بلكه اكثر زنان نیز دارای همان نگرش باشند و بسیاری از آنان قابلیت‌های خود را مناسب ایفای نقش‌های اجرایی سطح بالا ندانند.
با توجه به مطالب گفته شده می‌توان راهكارهایی را جهت حل این مسأله و فراهم آوردن شرایط مناسب تر جهت فعال تر نمودن نیمی از جامعه ارائه نمود:
ایجاد فرصت‌های لازم برای تأسیس انجمن‌ها، مؤسسات، سازمان‌ها و به طور كلی مراكز تجمع زنانه برای آگاهی از كم و كیف پتانسیل‌های موجود.
برگزاری دوره‌های آموزشی برای زنان و آشنایی با حقوق خود، فراهم كردن زمینه‌های خودباوری در زنان و آگاه كردن آنها از قابلیت‌ها و توانایی‌های فردی‌شان.
برگزاری سمینارها و تشكیل كارگاه‌های آموزشی برای آشنا شدن مدیران، سیاستگذاران و تصمیم‌گیران با مقوله جنسیتی و فواید حضور مؤثرتر زنان در رده‌‌های بالای تصمیم‌گیری.
تشویق و ترغیب مدیرانی كه از زنان در سطوح بالای سازمانی استفاده می‌كنند و امكان به ثبوت رسانیدن لیاقت آنان را با دادن فرصت‌های لازم فراهم می‌آورند.
معرفی زنان برتر و مقایسه عملكرد آنان با مردان هم‌پایه آنان.
تلاش در جهت تنظیم كتب درسی متناسب با مسائل روز و تأكید بر مفاهیمی چون خانواده مشاركتی.
عمل مسئولان نظام از رئیس جمهور تا نمایندگان مجلس به شعارهای انتخاباتی شان در مورد زنان.
انجام پژوهش‌های علمی در باب مسائل زنان بویژه در مباحث اشتغال، مدیریت و نقش آنان در توسعه كشور.



مراجع
شادی طلب، ژاله. ۱۳۷۹. مدیریت زنان و كنگره زن، دانشگاه، فردای بهتر. توان: مطالبات زنان.
میرزایی، حسینعلی. ۱۳۸۱. بررسی نگرش مدیران و كاركنان ادارات و سازمان‌های شهر تبریز در خصوص علل و موانع عدم حضور زنان در پست‌های بالای سازمانی. استانداری آذربایجان شرقی.
اعزازی، شهلا، ۱۳۸۰ تحلیل ساختاری جنسیت در نگرشی بر تحلیل جنسیتی در ایران. تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
محمدی اصل، عباس. ۱۳۸۱ جنسیت و مشاركت. چاپ اول. تهران: روشنگران و مطالعات زنان.
ایسپا (مركز افكار سنجی دانشجویان ایران). ۱۳۸۱ بررسی نگرش شهروندان تهرانی در خصوص جایگاه زنان در جامعه.




برای اولین بار یک زن شهردار رم شد
یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 23:25 | نوشته ‌شده به دست امیرحسین ستوده بیدختی | ( نظرات )
نامزد جنبش پنج ستاره ایتالیا به عنوان اولین شهردار زن رم انتخاب شد؛ انتخابی که شکستی بزرگ برای نخست وزیر این کشور و حزبش محسوب می‌شود.
برای اولین بار یک زن شهردار رم شد

به گزارش پارسوس ویرجینیا راگی، نامزد حزب جنبش پنج ستاره ایتالیا با کسب دو سوم آرا در دور دوم انتخابات توانست روبرتو گیاچتی، نامزد حزب چپ میانه دموکراتیک را شکست دهد و وارد شهرداری شود.
این جنبش ضد ساختارگرا همچنین ادعا کرده است که  کنترل شهر تورین را نیز به دست آورده و توانسته با نامزد بانوی ۳۱ ساله خود رقیب دموکرات را از میدان به در کند.
تنها پیروزی برای حزب ماتئو رنتزی، نخست وزیر ایتالیا در میلان رخ داد که نامزد این حزب توانست با کسب ۵۱ درصد آرا پیروز انتخابات شهرداری شود.
راگی پس از اعلام پیروزی طی سخنرانی خود اعلام کرد: برای اولین بار رم دارای یک شهردار زن است. من شهردار تمام مردم خواهم بود. من قانون و شفافیت را پیش از ۲۰ سال حکمرانی ضعیف به موسسات باز می‌گردانم. با ما دوره جدیدی در حال آغاز است.
چیارا آپندینو، نامزد این جنبش در تورین نیز سخنرانی مشابهی ایراد کرد و گفت: ما تاریخ را ساختیم. این یک رای اعتراضی نبود بلکه رایی با هدف غرور و تغییر بود.
تحلیل‌گران می‌گویند، پیروزی جنبش پنج ستاره چالشی برای رنتزی و انتخابات ملی ۲۰۱۸ محسوب می‌شود.

منبع: بلدیه






 
صفحات
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :